mollah

[ایالات متحده]/ˈmɒlə/
[بریتانیا]/ˈmɑːlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عنوان محترمانه برای یک معلم، استاد یا دانشمند در کشورهای اسلامی
Word Forms
جمعmollahs

عبارات و ترکیب‌ها

mollah style

سبک مولوی

mollah power

قدرت مولوی

mollah talk

گفتگوی مولوی

mollah role

نقش مولوی

mollah wisdom

حکمت مولوی

mollah influence

تاثیر مولوی

mollah culture

فرهنگ مولوی

mollah community

جامعه مولوی

mollah tradition

آداب و رسوم مولوی

mollah teachings

آموزش‌های مولوی

جملات نمونه

the mollah gave a sermon at the mosque.

ملاح واعظی در مسجد ایراد کرد.

many people seek guidance from the mollah.

بسیاری از مردم برای راهنمایی به ملاح مراجعه می‌کنند.

the mollah explained the teachings of islam.

ملاح آموزه‌های اسلام را توضیح داد.

in some cultures, the mollah is a respected figure.

در برخی فرهنگ‌ها، ملاح شخصیتی مورد احترام است.

the mollah led the prayers during the festival.

ملاح در طول جشنواره، نمازها را رهبری کرد.

people often consult the mollah for marriage advice.

مردم اغلب برای مشاوره ازدواج به ملاح مراجعه می‌کنند.

the mollah emphasized the importance of charity.

ملاح بر اهمیت صدقه تأکید کرد.

children learn about their faith from the mollah.

بچه‌ها درباره ایمان خود از ملاح یاد می‌گیرند.

the mollah organized a community gathering.

ملاح یک گردهمایی محلی برگزار کرد.

during ramadan, the mollah leads special prayers.

در ماه رمضان، ملاح نمازهای ویژه را رهبری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید