molly

[ایالات متحده]/'mɒlɪ/
[بریتانیا]/'mɑli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترسو؛ مرد زن‌صفت.

عبارات و ترکیب‌ها

Molly water

آب مولى

Mollycoddle

چشم پوشی کردن

Mollycoddling parent

والدین ملاطفت‌گر

Mollycoddled child

کودک مورد ملاطفت

جملات نمونه

Molly spoke with quiet confidence.

مولى با اعتماد به نفس آرام صحبت کرد.

I came back in time for Molly's party.

من به موقع برای مهمانی مولى برگشتم.

Molly smiled rather wryly and said nothing.

مولى با حالتى طعنه آمیز لبخند زد و حرفى نزد.

Molly is a popular name for female dogs.

مولى یک نام محبوب برای سگ های ماده است.

She baked a delicious batch of cookies with Molly.

او یک دسته خوشمزه شیرینی با مولى پخت.

Molly enjoys taking long walks in the park.

مولى از قدم زدن طولانى در پارک لذت مى برد.

They adopted a rescue dog named Molly.

آنها یک سگ نجات به نام مولى را به فرزندی پذیرفتند.

Molly's birthday party was a huge success.

مهمانى تولد مولى یک موفقیت بزرگ بود.

She always brings her loyal companion Molly with her.

او همیشه مولى، همراه وفادار خود را با خود همراه مى کند.

Molly has a playful personality and loves to chase after squirrels.

مولى شخصیتی بازیگوش دارد و عاشق تعقیب سنجاب ها است.

They found a lost kitten and Molly took it under her wing.

آنها یک بچه گربه گم شده پیدا کردند و مولى آن را تحت حمایت خود گرفت.

Molly's fluffy coat keeps her warm in the winter.

پوش نرم و پشمالوى مولى او را در زمستان گرم نگه مى دارد.

After a long day, Molly likes to curl up on the couch and relax.

بعد از یک روز طولانى، مولى دوست دارد روی مبل دراز بکشد و استراحت کند.

نمونه‌های واقعی

" Molly, how about this, " said Lupin.

"مولى، درباره این چه فکر می‌کنید؟" گفت لوپین.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

" Yes, Molly dear, " said Mr Weasley meekly.

" بله، مولى عزیز،" گفت آقای ویزلى با حالتى رام.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Molly, did you ever feel bullied by Zoe?

مولى، آیا تا به حال احساس کرده اید که توسط زوى مورد آزار قرار گرفته اید؟

منبع: The Good Place Season 2

" Molly! I've got to ask you your question first! "

" مولى! من باید اول از شما سوال بپرسم!"

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

" Molly...am I right in thinking that I can count on you and Arthur? "

" مولى...آیا درست فکر می‌کنم که می‌توانم به شما و آرتور اعتماد کنم؟"

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Molly, isn't it true that you were the only one with motive to kill rachel?

مولى، آیا درست است که شما تنها کسی بودید که انگیزه قتل رچل را داشتید؟

منبع: The Good Place Season 2

" Molly, that's enough, " said Lupin firmly, " This isn't like last time."

" مولى، دیگر کافیه،" گفت لوپین با اطمینان، "این مثل آخرین بار نیست."

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Zoe. - Which means that it was up to you and you alone, molly, whether she was allowed in.

زوى. - که به این معناست که تنها شما و شما بودید که تصمیم می‌گرفتید آیا به او اجازه ورود داده شود.

منبع: The Good Place Season 2

" Molly, you can't stop Fred and George, " said Mr Weasley wearily, " They are of age."

" مولى، شما نمی‌توانید مانع فِرد و جورج شوید،" گفت آقای ویزلى با حالتى خسته، "آنها به سن قانونى رسیده‌اند."

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

" Well, I shall see you at Hogwarts, Harry, " said Dumbledore. " Take care of yourself. Molly, your servant."

" خوب، شما را در هاگوارتز خواهم دید، هرى،" گفت دامبلدور. "مراقب خودت باش. مولى، خدمتگزار شما."

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید