molted

[ایالات متحده]/məʊltɪd/
[بریتانیا]/moʊltɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته از ریزش پوست

عبارات و ترکیب‌ها

molted skin

پوست ریخته شده

molted feathers

پر‌های ریخته شده

molted exoskeleton

اسکلت بیرونی ریخته شده

molted shell

پوست ریخته شده

molted larva

لارو ریخته شده

molted scales

تغشیرات ریخته شده

molted coat

پوشش ریخته شده

molted chitin

کیتیتن ریخته شده

molted stage

مرحله ریخته شدن

جملات نمونه

the snake molted its skin to grow larger.

مارمولک پوست خود را انداخت تا بزرگتر شود.

after the bird molted, its feathers looked fresh and vibrant.

پس از اینکه پرنده پوست انداخت، پرهایش تازه و زنده به نظر می رسید.

molted insects often attract the attention of predators.

حشرات پوست انداخته شده اغلب توجه شکارچیان را به خود جلب می کنند.

the crab molted in a safe place to avoid danger.

خرچنگ در یک مکان امن پوست انداخت تا از خطر دور باشد.

during spring, many animals molted to prepare for the warmer weather.

در طول بهار، بسیاری از حیوانات پوست انداختند تا برای هوای گرمتر آماده شوند.

she found the molted skin of a lizard on the ground.

او پوست انداخته شده یک مارمولک را روی زمین پیدا کرد.

the butterfly molted several times before becoming an adult.

پروانه چندین بار پوست انداخت قبل از اینکه به یک بالغ تبدیل شود.

molted feathers can be used for various craft projects.

پرهای پوست انداخته شده می توانند برای پروژه های مختلف صنایع دستی استفاده شوند.

he observed how the frog molted during its life cycle.

او نحوه پوست انداختن قورباغه را در طول چرخه زندگی آن مشاهده کرد.

after molting, the animal's appearance changed significantly.

پس از پوست انداختن، ظاهر حیوان به طور قابل توجهی تغییر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید