sloughed

[ایالات متحده]/slʌft/
[بریتانیا]/slʌft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پوست یا لایه خارجی را ریختن یا حذف کردن؛ دور انداختن یا خلاص شدن از آن

عبارات و ترکیب‌ها

sloughed skin

پوست جدا شده

sloughed cells

سلول‌های جدا شده

sloughed layers

لایه‌های جدا شده

sloughed off

جدا شده

sloughed material

مواد جدا شده

sloughed debris

ضایعات جدا شده

sloughed tissue

بافت جدا شده

sloughed coating

پوشش جدا شده

sloughed particles

ذرات جدا شده

جملات نمونه

the old skin sloughed off to reveal a fresh layer underneath.

پوست کهنه جدا شد تا لایه جدیدی در زیر آن نمایان شود.

after the winter, the trees sloughed their dead leaves.

بعد از زمستان، درختان برگ‌های خشکیده خود را جدا کردند.

he sloughed off his doubts and took the leap of faith.

او تردیدهای خود را کنار گذاشت و با ایمان به جلو قدم گذاشت.

the team sloughed off their previous losses and focused on the next game.

تیم، شکست‌های قبلی خود را فراموش کرد و بر روی بازی بعدی تمرکز کرد.

as the season changed, the animals sloughed their winter coats.

با تغییر فصل، حیوانات پوشش زمستانی خود را جدا کردند.

the old habits sloughed away as she embraced a new lifestyle.

عادات قدیمی از بین رفتند زیرا او یک سبک زندگی جدید را پذیرفت.

the snake sloughed its skin in a process called molting.

مار پوست خود را در فرایندی به نام ریزش جدا کرد.

she sloughed off the negativity and focused on the positive aspects of life.

او منفی‌گرایی را کنار گذاشت و بر جنبه‌های مثبت زندگی تمرکز کرد.

the excess weight sloughed off after following a strict diet.

اضافه وزن پس از پیروی از یک رژیم غذایی سخت، جدا شد.

the old paint sloughed off the walls, revealing the bare surface.

رنگ قدیمی از دیوارها جدا شد و سطح زیرین را نمایان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید