monetary

[ایالات متحده]/ˈmʌnɪtri/
[بریتانیا]/ˈmɑːnɪteri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مالی؛ مربوط به پول

عبارات و ترکیب‌ها

monetary policy

سیاست پولی

monetary system

سیستم پولی

monetary unit

واحد پول

monetary exchange

تبادلات پولی

monetary value

ارزش پول

international monetary fund

صندوق بین‌المللی پول

international monetary system

سیستم پولی بین‌المللی

monetary authority

مرجع پولی

tight monetary policy

سیاست پولی سخت‌گیرانه

monetary union

اتحادیه پولی

monetary base

پایه‌های پولی

european monetary union

اتحادیه پولی اروپا

monetary crisis

بحران پولی

prudent monetary policy

سیاست پولی محتاطانه

monetary reward

پاداش پولی

monetary policy committee

کمیته سیاست پولی

monetary assets

دارایی‌های پولی

monetary capital

سرمایه پولی

monetary economics

اقتصاد پولی

جملات نمونه

monetary and fiscal policy.

سیاست‌های پولی و مالی

the acceleration of the timetable for monetary union.

شتاب برنامه زمانی برای اتحاد پولی

monetary units of a country

واحدهای پولی یک کشور

global war; global monetary policies.

جنگ جهانی؛ سیاست‌های پولی جهانی

documents with little or no monetary value.

اسنادی که ارزش پولی کمی یا اصلاً ندارند.

monetary considerations), but they often differ in application.

ملاحظات مالی)، اما اغلب در کاربرد متفاوت هستند.

monetary compensation was offered to soften the blow.

غرامت نقدی برای کاهش ضربه پیشنهاد شد.

his main mistake was to loosen monetary policy.

اشتباه اصلی او این بود که سیاست پولی را تضعیف کند.

moves towards EC political and monetary union.

حرکت به سمت اتحادیه سیاسی و پولی EC.

the basic monetary unit of Portugal; equal to 100 centavo.

واحد پولی اساسی پرتغال؛ معادل 100 سنت.

The basic monetary unit of the United States is the dollar.

واحد پولی اساسی ایالات متحده دلار است.

He has changed his stance on monetary union.

او موضع خود را در مورد اتحادیه پولی تغییر داده است.

he launched a broadside against both monetary and political union.

او حمله‌ای همه‌جانبه علیه هر دو اتحادیه پولی و سیاسی انجام داد.

the UK is opposed to surrendering its monetary sovereignty.

بریتانیای کبیر مخالف واگذاری حاکمیت پولی خود است.

It is impossible to carry out monetary cooperation without benignly and practicably political basis.

بدون پشتوانه سیاسی خیرخواهانه و کاربردی، انجام همکاری پولی غیرممکن است.

In an acquisitive society the form that selfishness predominantly takes is monetary greed.

در یک جامعه طمع‌کار، شکل غالب خودخواهی، طمع پولی است.

Hayek's monetary theory includes the early neutral money theory and the later denationalisation of money theory.

نظریه پولی هایک شامل نظریه پول خنثی اولیه و نظریه بعدی غیردولتی کردن پول است.

The monetary system of certain countries used to be based on gold.

سیستم پولی برخی از کشورها زمانی بر اساس طلا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید