fiscal policy
سیاست مالی
fiscal year
سال مالی
fiscal responsibility
مسئولیت مالی
fiscal deficit
بدهی مالی
fiscal stimulus
تحریک مالی
fiscal sustainability
پایداری مالی
fiscal revenue
درآمد مالی
fiscal system
سیستم مالی
proactive fiscal policy
سیاست مالی فعالانه
fiscal budget
بودجه مالیاتی
fiscal discipline
نظم مالی
current fiscal year
سال مالی جاری
fiscal crisis
بحران مالی
fiscal control
کنترل مالی
fiscal law
قانون مالی
monetary and fiscal policy.
سیاستهای پولی و مالی
the domestic fiscal crisis.
بحران مالی داخلی.
the government's fiscal policy
سیاست مالی دولت
the budget deficit for fiscal 1996.
کسری بودجه برای سال مالی 1996
The increase of taxation is an important fiscal policy.
افزایش مالیات یک سیاست مالی مهم است.
The Secretary of the Treasury is the chief fiscal officer of our government.
وزیر خزانهداری، ارشدترین مقام مالی دولت ما است.
born-again patriotism; a born-again fiscal conservative.
میهنپرستی دوباره متولد شده؛ یک محافظهکار مالی دوباره متولد شده.
The minister opened upon the fiscal question.
وزیر در مورد مسئله مالی صحبت کرد.
a fiscal policy of incurring budget deficits to stimulate a weak economy.
یک سیاست مالی برای ایجاد کسری بودجه به منظور تحریک یک اقتصاد ضعیف.
We started the current fiscal year $3 million in the hole.
ما سال مالی جاری را با کسری 3 میلیون دلاری آغاز کردیم.
Fiscal policy can say, "No you don't.If you try to save, we will dissave on your behalf via budget deficits.
سیاست مالی میتواند بگوید: "نه، شما نمیتوانید. اگر سعی کنید پسانداز کنید، ما با استفاده از کسری بودجه، به جای شما پسانداز نخواهیم کرد.
Recently years the anemographic phenomenon of fiscal information is more and more serious.An important reason is the criterion of bursarial occupational morality play down.
در سالهای اخیر، پدیده آنموترافي اطلاعات مالی جدیتر و جدیتر شده است. یک دلیل مهم این است که معیار اخلاق شغلی بورسیهها کاهش یافته است.
learned to read between the lines of corporate annual reports to discern areas of fiscal weakness.
یاد گرفتیم که بین خطوط گزارشهای سالانه شرکتها به دنبال نقاط ضعف مالی بگردیم.
tinkered with the engine, hoping to discover the trouble; tinkering with the economy by trying various fiscal policies.
با موتور ور رفتیم، امیدوار بودیم مشکل را پیدا کنیم؛ با تلاش برای اجرای سیاستهای مالی مختلف، با اقتصاد ور رفتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید