monetized

[ایالات متحده]/ˈmʌnɪtaɪzd/
[بریتانیا]/ˈmʌnɪtaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تبدیل شده به ارز
v. تبدیل شده به ارز (گذشته monetize)

عبارات و ترکیب‌ها

monetized content

محتوای تبلیغ‌شده

monetized platform

پلتفرم تبلیغ‌شده

monetized strategy

استراتژی تبلیغ‌شده

monetized model

مدل تبلیغ‌شده

monetized service

خدمات تبلیغ‌شده

monetized features

ویژگی‌های تبلیغ‌شده

monetized audience

مخاطب تبلیغ‌شده

monetized app

برنامه تبلیغ‌شده

monetized traffic

ترافیک تبلیغ‌شده

monetized website

وب‌سایت تبلیغ‌شده

جملات نمونه

the app was successfully monetized through ads.

اپلیکیشن با موفقیت از طریق تبلیغات کسب درآمد کرد.

many content creators have monetized their channels.

بسیاری از سازندگان محتوا کانال های خود را کسب درآمد کرده اند.

they are looking for ways to monetize their website.

آنها به دنبال راه هایی برای کسب درآمد از وب سایت خود هستند.

he monetized his blog by offering premium content.

او با ارائه محتوای ویژه، وبلاگ خود را کسب درآمد کرد.

the platform allows users to monetize their skills.

این پلتفرم به کاربران اجازه می دهد تا مهارت های خود را کسب درآمد کنند.

she has monetized her photography talent effectively.

او به طور موثر استعداد عکاسی خود را کسب درآمد کرده است.

companies are finding new ways to monetize data.

شرکت ها در حال یافتن روش های جدیدی برای کسب درآمد از داده ها هستند.

his podcast was monetized after reaching a large audience.

پادکست او پس از رسیدن به مخاطب گسترده ای، کسب درآمد کرد.

they plan to monetize the game with in-app purchases.

آنها قصد دارند بازی را با خرید درون برنامه ای کسب درآمد کنند.

she successfully monetized her youtube channel.

او به طور موفقیت آمیز کانال یوتیوب خود را کسب درآمد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید