moneymen

[ایالات متحده]/ˈmʌnɪmæn/
[بریتانیا]/ˈmʌnɪˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تأمین کننده مالی یا سرمایه گذار؛ سرمایه گذار

عبارات و ترکیب‌ها

moneyman talk

صحبت‌های مدیر مالی

moneyman advice

مشاوره مدیر مالی

moneyman skills

مهارت‌های مدیر مالی

moneyman role

نقش مدیر مالی

moneyman deal

معامله مدیر مالی

moneyman network

شبکه مدیر مالی

moneyman strategy

استراتژی مدیر مالی

moneyman mindset

نگرش مدیر مالی

moneyman influence

تاثیر مدیر مالی

moneyman vision

چشم انداز مدیر مالی

جملات نمونه

the moneyman helped us secure a loan for our new house.

مرد پولدار به ما کمک کرد تا وام مسکن جدیدمان را دریافت کنیم.

every business needs a reliable moneyman to manage finances.

هر کسب و کاری به یک مرد پولدار قابل اعتماد برای مدیریت امور مالی نیاز دارد.

the moneyman advised us on the best investment strategies.

مرد پولدار در مورد بهترین استراتژی های سرمایه گذاری به ما توصیه کرد.

she turned to the moneyman for advice on her startup.

او برای مشورت در مورد کسب و کار جدیدش به مرد پولدار مراجعه کرد.

the moneyman was instrumental in closing the deal.

مرد پولدار در بستن قرارداد نقش مهمی داشت.

finding a trustworthy moneyman can be challenging.

پیدا کردن یک مرد پولدار قابل اعتماد می تواند چالش برانگیز باشد.

the moneyman's expertise made a big difference in our project.

تخصص مرد پولدار تفاوت بزرگی در پروژه ما ایجاد کرد.

he is known as the moneyman in the industry.

او به عنوان مرد پولدار در این صنعت شناخته می شود.

we consulted the moneyman before making any major purchases.

ما قبل از انجام هرگونه خرید عمده با مرد پولدار مشورت کردیم.

the moneyman provided valuable insights into market trends.

مرد پولدار بینش های ارزشمندی در مورد روند بازار ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید