mongols

[ایالات متحده]/ˈmɒŋɡəlz/
[بریتانیا]/ˈmɑːŋɡəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع مغول، اشاره به مردم مغولستان

عبارات و ترکیب‌ها

mongols empire

امپراطوری مغول

mongols invasion

تهاجم مغول

mongols culture

فرهنگ مغول

mongols history

تاریخ مغول

mongols army

ارتش مغول

mongols tribes

قبایل مغول

mongols expansion

گسترش مغول

mongols legacy

میراث مغول

mongols conquest

فتح مغول

mongols influence

تاثیر مغول

جملات نمونه

the mongols were known for their exceptional horse riding skills.

مغول‌ها به خاطر مهارت‌های استثنایی سوارکاری خود مشهور بودند.

mongols played a significant role in the history of central asia.

مغول‌ها نقش مهمی در تاریخ آسیای مرکزی ایفا کردند.

the mongols established one of the largest empires in history.

مغول‌ها یکی از بزرگترین امپراتوری‌ها را در تاریخ تأسیس کردند.

many mongols still practice traditional nomadic lifestyles today.

بسیاری از مغول‌ها هنوز هم امروز به سبک زندگی سنتی کوچ‌نشین ادامه می‌دهند.

the mongols were skilled traders along the silk road.

مغول‌ها تجار ماهری در امتداد جاده ابریشم بودند.

genghis khan united the mongols and expanded their territory.

چنگیز خان مغول‌ها را متحد کرد و قلمرو آن‌ها را گسترش داد.

the mongols introduced new technologies to the regions they conquered.

مغول‌ها فناوری‌های جدید را به مناطق فتح شده معرفی کردند.

mongols have a rich cultural heritage that includes music and dance.

مغول‌ها دارای میراث فرهنگی غنی هستند که شامل موسیقی و رقص می‌شود.

the mongols are famous for their unique yurts.

مغول‌ها به خاطر یوغورت‌های منحصر به فرد خود مشهور هستند.

modern mongols celebrate their history with various festivals.

مغول‌های امروزی تاریخ خود را با جشنواره‌های مختلف جشن می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید