khanate

[ایالات متحده]/ˈkɑːneɪt/
[بریتانیا]/ˈkɑːneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قلمرو یا حوزه تحت سلطه یک خان؛ موقعیت یا رتبه یک خان

عبارات و ترکیب‌ها

golden khanate

خانات طلایی

crimean khanate

خانه‌ات کریمه

khanate empire

امپراتوری خانات

mogul khanate

خانه‌ات مغول

western khanate

خانه‌ات غربی

central khanate

خانه‌ات مرکزی

volga khanate

خانه‌ات ولگا

khanate rule

حاکمیت خانات

eastern khanate

خانه‌ات شرقی

khanate legacy

میراث خانات

جملات نمونه

the khanate was known for its vast territory and rich resources.

خانه‌نشین به دلیل قلمرو وسیع و منابع غنی خود شناخته می‌شد.

many historians study the influence of the khanate on trade routes.

بسیاری از مورخان تأثیر خانه‌نشین بر مسیرهای تجاری را مطالعه می‌کنند.

the khanate played a significant role in the region's history.

خانه‌نشین نقش مهمی در تاریخ منطقه ایفا کرد.

after the fall of the khanate, new powers emerged.

پس از سقوط خانه‌نشین، قدرت‌های جدید ظهور کردند.

the rulers of the khanate were known for their military prowess.

حاکمان خانه‌نشین به دلیل مهارت نظامی خود شناخته می‌شدند.

trade flourished under the protection of the khanate.

تجارت تحت حمایت خانه‌نشین رونق گرفت.

the khanate's culture was a blend of various traditions.

فرهنگ خانه‌نشین ترکیبی از سنت‌های مختلف بود.

explorers often traveled through the khanate in search of new lands.

کاوشگران اغلب برای یافتن سرزمین‌های جدید از طریق خانه‌نشین سفر می‌کردند.

the khanate established alliances with neighboring states.

خانه‌نشین با دولت‌های همسایه اتحاد برقرار کرد.

artifacts from the khanate reveal much about its society.

اشیای باستانی از خانه‌نشین اطلاعات زیادی در مورد جامعه آن آشکار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید