monitrice

[ایالات متحده]/ˈmɒnɪtrɪs/
[بریتانیا]/ˈmɑːnɪtrɪs/

ترجمه

n. معلم؛ مشاور؛ نماینده کلاس؛ کنترل کننده کیفیت؛ نظارت کننده
شکل‌های واژه

جملات نمونه

she hired an experienced monitrice to support her during labor.

او یک مونیتریس با تجربه را برای حمایت از او در زمان تولید استخدام کرد.

the monitrice provided continuous emotional support.

مونیتریس حمایت عاطفی پیوسته ای فراهم کرد.

a certified monitrice can help with breathing techniques.

یک مونیتریس معتبر می تواند در فنون تنفس کمک کند.

the monitrice assisted the mother throughout the entire delivery.

مونیتریس مادر را در طول تمام فرایند تولید کمک کرد.

many hospitals recommend hiring a monitrice for first-time mothers.

بسیاری از بیمارستان ها توصیه می کنند که برای مادرانی که برای اولین بار تولید می کنند یک مونیتریس استخدام کنند.

the monitrice worked closely with the midwife.

مونیتریس به طور نزدیک با میانجی کار کرد.

she trained to become a professional monitrice.

او آموزش گرفت تا یک مونیتریس حرفه ای شود.

the monitrice offered massage and relaxation techniques.

مونیتریس فنون مساج و آرامش را ارائه داد.

having a monitrice reduced the mother's anxiety.

داشتن یک مونیتریس اضطراب مادر را کاهش داد.

the monitrice helped establish breastfeeding after birth.

مونیتریس در ایجاد شیردهی پس از تولید کمک کرد.

our monitrice provided invaluable support during the pregnancy.

مونیتریس ما در طول حاملگی حمایت ارزشمندی فراهم کرد.

the monitrice services were worth every penny.

خدمات مونیتریس ارزش هر یک پنی را داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید