tutor

[ایالات متحده]/ˈtjuːtə(r)/
[بریتانیا]/ˈtuːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مربی، معلم خصوصی

عبارات و ترکیب‌ها

private tutor

معلم خصوصی

online tutoring

تدریس آنلاین

tutoring session

جلسه تدریس

academic tutor

معلم آکادمیک

tutor system

سیستم تدریس

جملات نمونه

she is a tutor for the Open University.

او یک مدرس برای دانشگاه باز است.

He tutored me in English.

او به من در زبان انگلیسی آموزش داد.

tutors gain practical experience which helps them support their tutoring role.

مدرسان تجربه عملی به دست می آورند که به آنها کمک می کند تا نقش آموزشی خود را پشتیبانی کنند.

her tutor made advances to her.

مدرس او به او پیشنهاد داد.

tutors were circulated with the handout.

راهنماها همراه با جزوه توزیع شدند.

an excessively demanding and faultfinding tutor;

یک معلم سخت‌گیر و انتقادگر بیش از حد;

His father employed a tutor for him.

پدرش یک معلم خصوصی برای او استخدام کرد.

the private tutor was a recognized subaltern part of the bourgeois family.

معلم خصوصی بخش فرعی به رسمیت شناخته شده ای از خانواده بورژوازی بود.

I haven't seen my tutor for the better part of a month!

من بیشتر از یک ماه است که مدرس خود را ندیده ام!

Compared with the computer tutor, with the tutee the direction of control between the computer and the user is reversed.

در مقایسه با مدرس کامپیوتر، با تلمیذ، جهت کنترل بین کامپیوتر و کاربر معکوس می شود.

She eked out her small income by working as a music tutor.

او با تدریس موسیقی، درآمد کم خود را به دست آورد.

This album given by "the Last Emperor" to his English tutor, Reginald Johnston, is kept in the strongroom of the SOAS library.

این آلبوم که توسط "آخرین امپراتور" به مدرس زبان انگلیسی‌اش، ریچارد جانستون، اهدا شده است، در اتاق امن کتابخانه SOAS نگهداری می‌شود.

Christine McCallum began working for the Abington School District as a tutor and paraprofessional during the 2006 academic year, according to Peter G.Schafer, Abington's school superintendent.

کریستین مک‌کالوم در سال تحصیلی 2006 به عنوان مدرس و دستیار آموزشی برای ناحیه آموزش الابینتون شروع به کار کرد، طبق گفته پیتر جی. شافر، مدیر کل مدرسه الابینتون.

نمونه‌های واقعی

We will provide an AI tutor.

ما یک معلم هوش مصنوعی ارائه خواهیم داد.

منبع: Celebrity Speech Compilation

I've arranged a tutor for you both.

من برای هر دوی شما یک معلم ترتیب داده ام.

منبع: "The Boy in the Striped Pajamas" Original Soundtrack

How do you get on with your tutor?

چگونه با معلم خود ارتباط برقرار می کنید؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

And he was told he was to have a Tutor.

و به او گفته شد که قرار است یک معلم داشته باشد.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Caspian felt sure that he would hate the new Tutor.

کاسپین مطمئن بود که از معلم جدید متنفر خواهد شد.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Her father employed a tutor for her during her long illness.

در طول بیماری طولانی او، پدرش یک معلم برای او استخدام کرد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

A rich person can pay a tutor to help their child.

یک فرد ثروتمند می تواند برای کمک به فرزندش به یک معلم پول پرداخت کند.

منبع: VOA Special May 2016 Collection

You could end up the most patient tutor, sit there all day.

شما ممکن است در نهایت صبورترین معلم باشید، تمام روز آنجا بنشینید.

منبع: Trendy technology major events!

They normally have jobs like tutors.

آنها معمولاً شغل هایی مانند معلم دارند.

منبع: International students in China

Anyway, I just wanted to tell you I hired the tutor back.

البته، فقط می خواستم به شما بگویم که دوباره معلم را استخدام کردم.

منبع: Modern Family Season 6

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید