mono

[ایالات متحده]/'mɒnəʊ/
[بریتانیا]/'mɑno/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مونوفونیک
n. پخش مونوفونیک

عبارات و ترکیب‌ها

monochrome

تک‌رنگ

monolingual

monolingual

جملات نمونه

monochrome photography is a popular art form.

عکاسی تک‌رنگ یک هنر محبوب است.

monotheism is the belief in one god.

تک‌خدایی اعتقاد به یک خدا است.

monolingual people speak only one language.

افراد تک‌زبانه فقط یک زبان صحبت می‌کنند.

mononucleosis is a contagious disease.

مونونوکلئوز یک بیماری مسری است.

monotony can lead to boredom.

یکنواختی می‌تواند منجر به خستگی شود.

monogrammed towels are a popular wedding gift.

حوله‌های با نشان شخصی‌سازی شده یک هدیه عروسی محبوب هستند.

monochrome outfits are stylish and elegant.

لباس‌های تک‌رنگ شیک و باوقار هستند.

monochrome paintings can evoke strong emotions.

نقاشی‌های تک‌رنگ می‌توانند احساسات قوی را برانگیزند.

monogamy is a form of marriage with one partner.

یک‌همسری یک نوع ازدواج با یک شریک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید