monocentric

[ایالات متحده]/ˌmɒnəʊˈsɛntrɪk/
[بریتانیا]/ˌmɑːnəˈsɛntrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن یک مرکز واحد؛ اشاره به یک سانترومر واحد؛ مربوط به یک گره واحد

عبارات و ترکیب‌ها

monocentric model

مدل یکپارچه محور

monocentric city

شهر یکپارچه محور

monocentric system

سیستم یکپارچه محور

monocentric approach

رویکرد یکپارچه محور

monocentric perspective

دیدگاه یکپارچه محور

monocentric structure

ساختار یکپارچه محور

monocentric planning

برنامه‌ریزی یکپارچه محور

monocentric network

شبکه یکپارچه محور

monocentric organization

سازمان یکپارچه محور

monocentric governance

حاکمیت یکپارچه محور

جملات نمونه

the organization adopted a monocentric approach to decision-making.

سازمان یک رویکرد تک مرکزی را برای تصمیم گیری اتخاذ کرد.

monocentric cities often have a central business district.

شهرهای تک مرکزی اغلب دارای یک منطقه کسب و کار مرکزی هستند.

in a monocentric model, resources are concentrated in one area.

در یک مدل تک مرکزی، منابع در یک منطقه متمرکز می شوند.

monocentric governance can lead to inefficiencies.

حاکمیت تک مرکزی می تواند منجر به ناکارآمدی شود.

the study focused on monocentric urban development patterns.

مطالعه بر روی الگوهای توسعه شهری تک مرکزی متمرکز بود.

monocentric systems may overlook local needs.

سیستم های تک مرکزی ممکن است نیازهای محلی را نادیده بگیرند.

many traditional societies are monocentric in their leadership structure.

بسیاری از جوامع سنتی در ساختار رهبری خود تک مرکزی هستند.

critics argue that monocentric planning is outdated.

منتقدان استدلال می کنند که برنامه ریزی تک مرکزی منسوخ است.

monocentric models can simplify complex systems.

مدل های تک مرکزی می توانند سیستم های پیچیده را ساده کنند.

urban planners are re-evaluating monocentric designs.

برنامه‌ریزی شهری در حال ارزیابی مجدد طرح‌های تک مرکزی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید