monocentric model
مدل یکپارچه محور
monocentric city
شهر یکپارچه محور
monocentric system
سیستم یکپارچه محور
monocentric approach
رویکرد یکپارچه محور
monocentric perspective
دیدگاه یکپارچه محور
monocentric structure
ساختار یکپارچه محور
monocentric planning
برنامهریزی یکپارچه محور
monocentric network
شبکه یکپارچه محور
monocentric organization
سازمان یکپارچه محور
monocentric governance
حاکمیت یکپارچه محور
the organization adopted a monocentric approach to decision-making.
سازمان یک رویکرد تک مرکزی را برای تصمیم گیری اتخاذ کرد.
monocentric cities often have a central business district.
شهرهای تک مرکزی اغلب دارای یک منطقه کسب و کار مرکزی هستند.
in a monocentric model, resources are concentrated in one area.
در یک مدل تک مرکزی، منابع در یک منطقه متمرکز می شوند.
monocentric governance can lead to inefficiencies.
حاکمیت تک مرکزی می تواند منجر به ناکارآمدی شود.
the study focused on monocentric urban development patterns.
مطالعه بر روی الگوهای توسعه شهری تک مرکزی متمرکز بود.
monocentric systems may overlook local needs.
سیستم های تک مرکزی ممکن است نیازهای محلی را نادیده بگیرند.
many traditional societies are monocentric in their leadership structure.
بسیاری از جوامع سنتی در ساختار رهبری خود تک مرکزی هستند.
critics argue that monocentric planning is outdated.
منتقدان استدلال می کنند که برنامه ریزی تک مرکزی منسوخ است.
monocentric models can simplify complex systems.
مدل های تک مرکزی می توانند سیستم های پیچیده را ساده کنند.
urban planners are re-evaluating monocentric designs.
برنامهریزی شهری در حال ارزیابی مجدد طرحهای تک مرکزی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید