monochromacies

[ایالات متحده]/ˌmɒnəʊkrəˈmeɪsɪz/
[بریتانیا]/ˌmɑːnoʊkrəˈmeɪsɪz/

ترجمه

n. (ج复数) شرایطی که در آن دید به یک رنگ محدود می‌شود و نمی‌توان رنگ‌های دیگر را تشخیص داد، به طور کامل نابینایی رنگی را مشخص می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

rare monochromacies

مونوکروماسی‌های نادر

monochromacy cases

موارد مونوکروماسی

inherited monochromacies

مونوکروماسی‌های وراثتی

total monochromacy

مونوکروماسی کامل

monochromacy research

پژوهش‌های مونوکروماسی

congenital monochromacies

مونوکروماسی‌های وارفی

monochromacy diagnosis

تشخیص مونوکروماسی

monochromacy symptoms

симptom‌های مونوکروماسی

studying monochromacies

مطالعه مونوکروماسی‌ها

جملات نمونه

the monochromacies observed in certain marine species demonstrate remarkable evolutionary adaptations.

مونوکروماسی‌های مشاهده شده در برخی از گونه‌های دریایی نشان‌دهنده تطبیق‌های تکاملی برجسته‌ای هستند.

researchers are studying the monochromacies that affect deep-sea creatures living in perpetual darkness.

پژوهشگران مونوکروماسی‌هایی را که بر موجودات دریایی زنده در تاریکی مداوم تأثیر می‌گذارد، مطالعه می‌کنند.

the visual monochromacies found in some nocturnal animals represent unique sensory adaptations.

مونوکروماسی‌های بصری که در برخی حیوانات شب‌زی یافت می‌شود، تطبیق‌های حسی منحصر به فردی را نشان می‌دهد.

these monochromacies allow certain species to detect bioluminescence with exceptional sensitivity.

این مونوکروماسی‌ها به برخی گونه‌ها اجازه می‌دهد تا با حساسیت بسیار بالا، نورزایی را تشخیص دهند.

the monochromacies documented in historical records provide valuable insights into visual perception.

مونوکروماسی‌های ثبت شده در منابع تاریخی اطلاعات ارزشمندی درباره درک بصری ارائه می‌دهد.

scientists are comparing the monochromacies of different fish species to understand color vision evolution.

دانشمندان مونوکروماسی‌های گونه‌های مختلف ماهی را با یکدیگر مقایسه می‌کنند تا تکامل دید رنگی را درک کنند.

some invertebrates exhibit monochromacies that differ significantly from vertebrate visual systems.

برخی از غیرمهرگان مونوکروماسی‌هایی را نشان می‌دهند که به طور قابل توجهی با سیستم‌های بصری مهرگان متفاوت است.

the monochromacies observed in cave-dwelling organisms highlight the plasticity of visual systems.

مونوکروماسی‌های مشاهده شده در سازگاری‌های زندگی در غارها نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری سیستم‌های بصری است.

environmental factors can influence the development of monochromacies in various species.

عوامل محیطی می‌توانند توسعه مونوکروماسی‌ها در گونه‌های مختلف را تحت تأثیر قرار دهند.

the monochromacies research has implications for understanding human color blindness.

پژوهش‌های مونوکروماسی‌ها پیامدهایی برای درک نابینایی رنگی در انسان دارد.

genetic mutations sometimes result in monochromacies that impair daily functioning.

گاهی اوقات جهش‌های ژنتیکی منجر به مونوکروماسی‌هایی می‌شود که عملکرد روزمره را مختل می‌کند.

certain optical phenomena can induce temporary monochromacies in human observers.

برخی پدیده‌های نوری می‌توانند مونوکروماسی‌های موقتی را در مشاهده‌کنندگان انسانی ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید