monocular

[ایالات متحده]/mə'nɒkjʊlə/
[بریتانیا]/mɑˈnɑkjəlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک چشم، مربوط به یک لنز، مربوط به یک لوله.

عبارات و ترکیب‌ها

compact monocular

مونولار جمع و جور

high-powered monocular

مونولار قدرتمند

night vision monocular

مونولار دید در شب

monocular vision

بینایی تک چشمی

جملات نمونه

he had only monocular vision.

او فقط دید تک چشمی داشت.

He used a monocular to spot the rare bird in the distance.

او از یک تک‌چشمی برای شناسایی پرنده کمیاب در دوردست استفاده کرد.

The researcher carried a monocular to observe the behavior of the wild animals.

محقق یک تک‌چشمی حمل کرد تا رفتار حیوانات وحشی را مشاهده کند.

Hunters often use a monocular for scouting purposes.

شکارچیان اغلب از یک تک‌چشمی برای اهداف شناسایی استفاده می‌کنند.

The monocular provides a clear view of distant objects.

تک‌چشمی یک نمای واضح از اشیاء دور ارائه می‌دهد.

She purchased a compact monocular for her outdoor adventures.

او یک تک‌چشمی جمع و جور برای ماجراجویی‌های فضای باز خود خریداری کرد.

The monocular is lightweight and easy to carry around.

تک‌چشمی سبک وزن است و حمل آن آسان است.

Birdwatchers often rely on a monocular to observe birds up close.

مشاهده‌کنندگان پرندگان اغلب به یک تک‌چشمی برای مشاهده پرندگان از نزدیک متکی هستند.

The monocular has adjustable focus for better clarity.

تک‌چشمی دارای فوکوس قابل تنظیم برای وضوح بیشتر است.

A monocular is a useful tool for nature enthusiasts.

یک تک‌چشمی ابزار مفیدی برای دوستداران طبیعت است.

The monocular can be used for various outdoor activities such as hiking and birdwatching.

می‌توان از تک‌چشمی برای فعالیت‌های مختلف فضای باز مانند پیاده‌روی و پرنده‌نگری استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید