monodist

[ایالات متحده]/ˈmɒnədɪst/
[بریتانیا]/ˈmɑːnədɪst/

ترجمه

n. آهنگساز یک مونو دی؛ نویسنده یک سوگواری؛ نویسنده یک کار ملودیک واحد
Word Forms
جمعmonodists

عبارات و ترکیب‌ها

monodist approach

رویکرد تک‌نوازی

monodist performance

اجرای تک‌نوازی

monodist style

سبک تک‌نوازی

monodist technique

تکنیک تک‌نوازی

monodist repertoire

نگهداری تک‌نوازی

monodist role

نقش تک‌نوازی

monodist identity

هویت تک‌نوازی

monodist training

آموزش تک‌نوازی

monodist music

موسیقی تک‌نوازی

monodist expression

ابراز تک‌نوازی

جملات نمونه

the monodist performed a captivating solo at the concert.

اجرای تک‌نفره‌ی او در کنسرت بسیار جذاب بود.

as a monodist, she enjoyed the freedom of expressing herself through music.

به عنوان یک تک‌خوان، او از آزادی بیان خود از طریق موسیقی لذت می‌برد.

the monodist's technique was admired by many musicians.

تکنیک تک‌خوان مورد تحسین بسیاری از نوازندگان قرار گرفت.

he studied for years to become a skilled monodist.

او سال‌ها برای تبدیل شدن به یک تک‌خوان ماهر مطالعه کرد.

the monodist's performance left the audience in awe.

اجرای تک‌خوان باعث شد مخاطبان شگفت‌زده شوند.

she is known as a talented monodist in the classical music scene.

او به عنوان یک تک‌خوان با استعداد در صحنه موسیقی کلاسیک شناخته می‌شود.

the monodist chose a challenging piece for the recital.

تک‌خوان یک قطعه‌ی چالش‌برانگیز برای اجرا انتخاب کرد.

many aspiring musicians dream of becoming a successful monodist.

بسیاری از نوازندگان مشتاق رویای تبدیل شدن به یک تک‌خوان موفق را دارند.

the monodist's interpretation of the piece was unique.

تفسیر تک‌خوان از قطعه توسط او منحصر به فرد بود.

she often collaborates with other artists, but her heart lies with being a monodist.

او اغلب با هنرمندان دیگر همکاری می‌کند، اما قلبش با تک‌خوان بودن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید