| قسمت سوم فعل | monogrammed |
She received a monogrammed handbag as a birthday gift.
او یک کیف دستی با نشان شخصیسازیشده به عنوان هدیه تولد دریافت کرد.
He always wears monogrammed cufflinks to formal events.
او همیشه دستبندهای با نشان شخصیسازیشده به رویدادهای رسمی میپوشد.
The company offers monogrammed towels for personalized gifts.
شرکت حولههای با نشان شخصیسازیشده را به عنوان هدیه شخصیسازیشده ارائه میدهد.
She had her initials monogrammed on the leather notebook.
او حروف اول اسمش را روی دفترچه چرمی با نشان شخصیسازی کرد.
They sell monogrammed stationery for weddings and special occasions.
آنها لوازمالتحریر با نشان شخصیسازیشده را برای عروسیها و مناسبتهای خاص میفروشند.
He ordered a set of monogrammed bathrobes for the family.
او یک مجموعه رُباه با نشان شخصیسازیشده برای خانواده سفارش داد.
The monogrammed keychain was a thoughtful gift for his colleague.
آویز کلید با نشان شخصیسازیشده هدیهای معنیدار برای همکارش بود.
She personalized her luggage with a monogrammed tag.
او چمدان خود را با یک برچسب با نشان شخصیسازیشده شخصیسازی کرد.
The monogrammed napkins added an elegant touch to the dining table.
ساعتدستمالهای با نشان شخصیسازیشده ظاهری شیک به میز ناهارخوری بخشید.
He gifted his girlfriend a monogrammed necklace for their anniversary.
او به عنوان هدیه سالگرد عشقش، یک گردنبند با نشان شخصیسازیشده به دوست دخترش داد.
She received a monogrammed handbag as a birthday gift.
او یک کیف دستی با نشان شخصیسازیشده به عنوان هدیه تولد دریافت کرد.
He always wears monogrammed cufflinks to formal events.
او همیشه دستبندهای با نشان شخصیسازیشده به رویدادهای رسمی میپوشد.
The company offers monogrammed towels for personalized gifts.
شرکت حولههای با نشان شخصیسازیشده را به عنوان هدیه شخصیسازیشده ارائه میدهد.
She had her initials monogrammed on the leather notebook.
او حروف اول اسمش را روی دفترچه چرمی با نشان شخصیسازی کرد.
They sell monogrammed stationery for weddings and special occasions.
آنها لوازمالتحریر با نشان شخصیسازیشده را برای عروسیها و مناسبتهای خاص میفروشند.
He ordered a set of monogrammed bathrobes for the family.
او یک مجموعه رُباه با نشان شخصیسازیشده برای خانواده سفارش داد.
The monogrammed keychain was a thoughtful gift for his colleague.
آویز کلید با نشان شخصیسازیشده هدیهای معنیدار برای همکارش بود.
She personalized her luggage with a monogrammed tag.
او چمدان خود را با یک برچسب با نشان شخصیسازیشده شخصیسازی کرد.
The monogrammed napkins added an elegant touch to the dining table.
ساعتدستمالهای با نشان شخصیسازیشده ظاهری شیک به میز ناهارخوری بخشید.
He gifted his girlfriend a monogrammed necklace for their anniversary.
او به عنوان هدیه سالگرد عشقش، یک گردنبند با نشان شخصیسازیشده به دوست دخترش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید