monologist

[ایالات متحده]/məˈnɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/məˈnɑːlədʒɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که یک مونولوگ را ارائه می‌دهد؛ فردی که تنها صحبت می‌کند یا در گفتگوی درونی شرکت می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stand-up monologist

مجری استندآپ

experienced monologist

مجری با تجربه

famous monologist

مجری مشهور

solo monologist

مجری تک‌نفره

skilled monologist

مجری ماهر

comic monologist

مجری کمدی

talented monologist

مجری با استعداد

professional monologist

مجری حرفه‌ای

renowned monologist

مجری مشهور و شناخته شده

emerging monologist

مجری نوظهور

جملات نمونه

the monologist captivated the audience with his storytelling.

متحضره‌گر با داستان‌گویی‌اش مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she performed as a monologist in a local theater.

او به عنوان یک تک‌نواز در یک تئاتر محلی اجرا کرد.

the monologist's humor kept everyone laughing.

طنز تک‌نواز باعث خنده همه شد.

he is known as a skilled monologist in the comedy scene.

او به عنوان یک تک‌نواز ماهر در صحنه کمدی شناخته شده است.

the monologist shared personal stories that resonated with the crowd.

تک‌نواز داستان‌های شخصی را به اشتراک گذاشت که با مخاطبان همخوانی داشت.

after years of practice, she became a renowned monologist.

پس از سال‌ها تمرین، او به یک تک‌نواز مشهور تبدیل شد.

the festival featured a famous monologist as the main act.

جشنواره یک تک‌نواز مشهور را به عنوان برنامه اصلی معرفی کرد.

his monologist style is unique and engaging.

سبک تک‌نوازی او منحصر به فرد و جذاب است.

the audience applauded the monologist's performance enthusiastically.

مخاطبان با شور و شوق زیاد به اجرای تک‌نواز دست زدند.

being a monologist requires a deep understanding of character.

تک‌نوازی به درک عمیقی از شخصیت نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید