monometer

[ایالات متحده]/məˈnɒmɪtə/
[بریتانیا]/məˈnɑːmɪtər/

ترجمه

n. یک خط شعر که شامل یک پا متریک است

عبارات و ترکیب‌ها

pressure monometer

پنبه‌سنج فشار

digital monometer

پنبه‌سنج دیجیتال

water monometer

پنبه‌سنج آب

manometer monometer

پنبه‌سنج

barometric monometer

پنبه‌سنج بارومتری

calibrated monometer

پنبه‌سنج کالیبره شده

analog monometer

پنبه‌سنج آنالوگ

portable monometer

پنبه‌سنج قابل حمل

high-pressure monometer

پنبه‌سنج فشار قوی

low-pressure monometer

پنبه‌سنج فشار پایین

جملات نمونه

the monometer is used to measure atmospheric pressure.

مونومتر برای اندازه‌گیری فشار اتمسفر استفاده می‌شود.

we calibrated the monometer before taking the readings.

ما قبل از گرفتن اطلاعات، مونومتر را کالیبره کردیم.

the scientist explained how the monometer works.

دانشمند توضیح داد که مونومتر چگونه کار می‌کند.

using a monometer can improve the accuracy of your experiments.

استفاده از مونومتر می‌تواند دقت آزمایش‌های شما را بهبود بخشد.

he bought a digital monometer for his research project.

او یک مونومتر دیجیتال برای پروژه تحقیقاتی خود خرید.

the monometer displayed a steady reading throughout the test.

در طول آزمایش، مونومتر یک عدد ثابت نشان داد.

understanding how to read a monometer is essential for meteorology.

درک نحوه خواندن یک مونومتر برای هواشناسی ضروری است.

they used a monometer to assess the pressure changes in the lab.

آنها از یک مونومتر برای ارزیابی تغییرات فشار در آزمایشگاه استفاده کردند.

the monometer's accuracy is critical for our weather predictions.

دقت مونومتر برای پیش‌بینی‌های آب و هوای ما بسیار مهم است.

after the experiment, we recorded the monometer's final readings.

پس از آزمایش، ما اطلاعات نهایی مونومتر را ثبت کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید