monotonizes

[ایالات متحده]/məˈnɒtənaɪz/
[بریتانیا]/məˈnɑːtənaɪz/

ترجمه

vt. یکنواخت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

monotonizes the experience

تجربه را یکنواخت می‌کند

monotonizes daily life

زندگی روزمره را یکنواخت می‌کند

monotonizes the process

فرآیند را یکنواخت می‌کند

monotonizes the routine

روال را یکنواخت می‌کند

monotonizes the sound

صدا را یکنواخت می‌کند

monotonizes the environment

محیط را یکنواخت می‌کند

monotonizes the work

کار را یکنواخت می‌کند

monotonizes the conversation

گفتگو را یکنواخت می‌کند

monotonizes the music

موسیقی را یکنواخت می‌کند

monotonizes the content

محتوا را یکنواخت می‌کند

جملات نمونه

the repetitive tasks monotonizes the work environment.

وظایف تکراری محیط کار را یکنواخت می کند.

listening to the same song over and over monotonizes the experience.

گوش دادن به یک آهنگ یکسان بارها و بارها تجربه را یکنواخت می کند.

his speech monotonizes the audience's attention.

سخنرانی او توجه مخاطبان را یکنواخت می کند.

too much routine monotonizes daily life.

زیاده روی در برنامه روزانه زندگی را یکنواخت می کند.

she believes that a lack of variety monotonizes creativity.

او معتقد است که فقدان تنوع خلاقیت را یکنواخت می کند.

when the colors are too similar, it monotonizes the design.

وقتی رنگ ها بیش از حد مشابه هستند، طراحی را یکنواخت می کند.

his monotonizes way of speaking bored the listeners.

نحوه یکنواخت صحبت کردن او باعث خستگی شنوندگان شد.

repetitive training monotonizes the athletes' performance.

تمرینات تکراری عملکرد ورزشکاران را یکنواخت می کند.

monotonizes tasks can lead to decreased motivation.

وظایف یکنواخت می تواند منجر به کاهش انگیزه شود.

the lack of challenges monotonizes the learning process.

فقدان چالش ها روند یادگیری را یکنواخت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید