monotypic

[ایالات متحده]/ˌmɒnəʊˈtɪpɪk/
[بریتانیا]/ˌmɑːnəˈtɪpɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تنها یک نماینده یا گونه داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

monotypic species

گونه تک‌تک‌گونه

monotypic genus

سرده تک‌تک‌سرده

monotypic taxon

تاکسون تک‌تک‌تاکسون

monotypic lineage

خط تک‌تک‌خون

monotypic group

گروه تک‌تک‌گروه

monotypic family

خانواده تک‌تک‌خانواده

monotypic population

جمعیت تک‌تک‌جمعیت

monotypic variety

گونه تک‌تک‌گونه

monotypic type

نوع تک‌تک‌نوع

monotypic form

فرم تک‌تک‌فرم

جملات نمونه

the monotypic species is unique to this region.

گونه تک‌تک‌تبار، منحصربه‌فرد این منطقه است.

researchers discovered a monotypic genus in the rainforest.

محققان یک جنس تک‌تک‌تبار را در جنگل بارانی کشف کردند.

monotypic families often have specific ecological roles.

خانواده‌های تک‌تک‌تبار اغلب نقش‌های اکولوژیکی خاصی دارند.

conservation efforts focus on monotypic species at risk.

تلاش‌های حفاظتی بر روی گونه‌های تک‌تک‌تبار در معرض خطر متمرکز است.

monotypic taxa can provide insights into evolutionary processes.

تک‌تک‌تبارها می‌توانند بینش‌هایی در مورد فرآیندهای تکاملی ارائه دهند.

understanding monotypic plants helps in biodiversity studies.

درک گیاهان تک‌تک‌تبار به مطالعه تنوع زیستی کمک می‌کند.

the monotypic nature of this group makes it fascinating.

طبیعت تک‌تک‌تبار این گروه آن را جذاب می‌کند.

monotypic lineages are often vulnerable to extinction.

خطوط تک‌تک‌تبار اغلب در برابر انقراض آسیب‌پذیر هستند.

studying monotypic organisms can reveal genetic diversity.

مطالعه ارگانیسم‌های تک‌تک‌تبار می‌تواند تنوع ژنتیکی را نشان دهد.

many monotypic species are found in isolated habitats.

بسیاری از گونه‌های تک‌تک‌تبار در زیستگاه‌های جدا شده یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید