monowheel

[ایالات متحده]/ˈmɒnəʊˌwiːl/
[بریتانیا]/ˈmɑːnoʊˌwiːl/

ترجمه

n. وسیله‌ای که دارای یک چرخ است

عبارات و ترکیب‌ها

monowheel ride

سوار شدن بر مونوویل

monowheel design

طراحی مونوویل

monowheel technology

فناوری مونوویل

monowheel experience

تجربه مونوویل

monowheel adventure

ماجراجویی مونوویل

monowheel racing

مسابقه مونوویل

monowheel stability

پایداری مونوویل

monowheel skills

مهارت‌های مونوویل

monowheel balance

تعادل مونوویل

monowheel fun

سرگرمی مونوویل

جملات نمونه

the monowheel is a unique mode of transportation.

چرخ تک‌گانه یک وسیله نقلیه منحصربه‌فرد است.

riding a monowheel requires balance and skill.

رانندگی با چرخ تک‌گانه نیاز به تعادل و مهارت دارد.

many people enjoy the thrill of riding a monowheel.

بسیاری از مردم از هیجان رانندگی با چرخ تک‌گانه لذت می‌برند.

monowheels are becoming popular in urban areas.

چرخ‌های تک‌گانه در مناطق شهری محبوبیت پیدا می‌کنند.

he practiced daily to master his monowheel.

او روزانه تمرین کرد تا چرخ تک‌گانه خود را به تسلط درآورد.

safety gear is important when riding a monowheel.

تجهیزات ایمنی هنگام رانندگی با چرخ تک‌گانه مهم است.

she uses her monowheel for commuting to work.

او از چرخ تک‌گانه خود برای رفت و آمد به محل کار استفاده می‌کند.

monowheel technology is advancing rapidly.

فناوری چرخ تک‌گانه به سرعت در حال پیشرفت است.

learning to ride a monowheel can be challenging.

یادگیری رانندگی با چرخ تک‌گانه می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

he showcased his tricks on a monowheel at the event.

او شعبده‌های خود را با چرخ تک‌گانه در این رویداد به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید