monstrance

[ایالات متحده]/ˈmɒnstrəns/
[بریتانیا]/ˈmɑːnstrəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی که در کلیسای کاتولیک رومی برای نمایش نان مقدس تقدیس شده استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

golden monstrance

نمای طلایی

monstrance altar

اتاقک نمادین

monstrance display

نمایش نمادین

monstrance procession

گردش نمادین

monstrance ceremony

آیین نمادین

silver monstrance

نمای نقره‌ای

monstrance worship

عبادت نمادین

monstrance service

خدمت نمادین

monstrance vigil

نگهداری نمادین

monstrance blessing

برکت نمادین

جملات نمونه

the priest held the monstrance during the procession.

کشیش نماد مقدس را در طول راهپیمایی نگه داشت.

people gathered to adore the blessed sacrament in the monstrance.

مردم برای پرستش جسم شریف در نماد مقدس گرد هم آمدند.

the gold-plated monstrance was beautifully ornate.

نماد مقدس با روکش طلا بسیار زیبا و تزئینی بود.

during the service, the monstrance was placed on the altar.

در طول مراسم، نماد مقدس روی محراب قرار داده شد.

the faithful knelt in reverence before the monstrance.

باورداران با احترام در برابر نماد مقدس زانو زدند.

the church's monstrance was a treasured relic.

نماد مقدس کلیسا یک اثر گرانبها بود.

after the mass, the monstrance was carefully stored away.

پس از مراسم، نماد مقدس با دقت نگهداری شد.

the priest processed with the monstrance in the candlelight.

کشیش با نماد مقدس در نور شمع راهپیمایی کرد.

adoration of the monstrance is a central part of the ceremony.

پرستش نماد مقدس بخشی جدایی‌ناپذیر از مراسم است.

children were taught about the significance of the monstrance.

به کودکان در مورد اهمیت نماد مقدس آموزش داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید