moodswings

[ایالات متحده]/ˈmuːd.swɪŋz/
[بریتانیا]/ˈmuːd.swɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییرات ناگهانی و شدید در حالت عاطفی

عبارات و ترکیب‌ها

have moodswings

تغییرات مزاجی

extreme moodswings

تغییرات مزاجی شدید

drastic moodswings

تغییرات مزاجی حاد

moodswing

تغییر مزاج

emotional moodswings

تغییرات مزاجی عاطفی

manage moodswings

مدیریت تغییرات مزاجی

my moodswings

تغییرات مزاجی من

hormonal moodswings

تغییرات مزاجی هورمونی

dealing with moodswings

برخورد با تغییرات مزاجی

جملات نمونه

her frequent moodswings made it difficult for her friends to keep up.

تغییرات مoodswing مکرر او باعث شد که دوستانش نتوانند با او همراهی کنند.

the hormonal moodswings during puberty often surprise teenagers.

تغییرات مoodswing هورمونی در دوران نوجوانی معمولاً نوجوانان را شگفت زده می کند.

his sudden moodswings at work have concerned his colleagues.

تغییرات مoodswing ناگهانی او در کار باعث نگرانی همکارانش شده است.

daily moodswings can be a sign of stress or underlying health issues.

تغییرات مoodswing روزانه می تواند نشانه اضطراب یا مشکلات بهداشتی پنهان باشد.

the doctor explained that mild moodswings are normal in the early stages of treatment.

دکتر توضیح داد که تغییرات مoodswing خفیف در مراحل اولیه درمان طبیعی است.

she experienced unpredictable moodswings after starting the new medication.

او پس از شروع داروی جدید تغییرات مoodswing غیرقابل پیش بینی را تجربه کرد.

many people associate dramatic moodswings with bipolar disorder.

بسیاری از افراد تغییرات مoodswing دراماتیک را با اختلال دوقطبی مرتبط می کنند.

my sister’s emotional moodswings during her pregnancy were exhausting for the whole family.

تغییرات مoodswing عاطفی خواهر من در دوران بارداری برای تمام خانواده خسته کننده بود.

the therapist suggested tracking moodswings in a journal to identify triggers.

درمانگر پیشنهاد داد که تغییرات مoodswing را در یک دفترچه یادداشت بگیرید تا علل آن را شناسایی کنید.

frequent moodswings can interfere with concentration and productivity.

تغییرات مoodswing مکرر می تواند تمرکز و تولیدیت را مختل کند.

he was known for his rapid moodswings, which made negotiations challenging.

او به خاطر تغییرات مoodswing سریعش شناخته می شد که باعث سختی در مذاکرات می شد.

even mild moodswings should be discussed with a healthcare professional.

حتی تغییرات مoodswing خفیف نیز باید با یک متخصص بهداشت مورد بحث قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید