mooning

[ایالات متحده]/ˈmuːnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmuːnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هاله ماه; یک نقص در چینی; عمل برهنه کردن نشیمنگاه خود

عبارات و ترکیب‌ها

mooning over

نگاه کردن با حسرت

mooning around

نگاه کردن با حسرت به اطراف

mooning at

نگاه کردن با حسرت به

mooning off

ترک کردن

mooning phase

فاز مهتاب

mooning gesture

حرکت مهتابی

mooning scene

صحنه مهتاب

mooning party

جشن مهتاب

mooning prank

شوخی مهتاب

mooning tradition

آداب مهتاب

جملات نمونه

he was mooning over his lost love.

او داشت با حسرت به عشق از دست رفته‌اش فکر می‌کرد.

they caught him mooning at the stars.

آنها دیدند که او داشت به ستاره‌ها خیره می‌شد.

she spent the afternoon mooning by the window.

او بعد از ظهر را در حالی که کنار پنجره خیره شده بود، گذراند.

he was mooning around the park, lost in thought.

او در حالی که غرق در فکر بود، در پارک خیره شده بود.

after the breakup, he found himself mooning about.

بعد از جدایی، او متوجه شد که دارد با حسرت به یاد گذشته فکر می‌کند.

she often finds herself mooning over old photographs.

او اغلب خودش را در حال خیره شدن به عکس‌های قدیمی می‌بیند.

they were mooning at the beach during sunset.

آنها در هنگام غروب آفتاب در ساحل خیره شده بودند.

he couldn't help but be mooning about his childhood.

او نمی‌توانست جلوی خیره شدن به دوران کودکی‌اش را بگیرد.

she caught him mooning during the lecture.

او دید که او در حین سخنرانی خیره شده است.

they often go mooning together in the evenings.

آنها اغلب اوقات شب‌ها با هم به خیره شدن به منظره می‌پردازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید