moonlights

[ایالات متحده]/ˈmuːnlaɪts/
[بریتانیا]/ˈmuːnlaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نور ماه; فعالیت‌هایی که در شب انجام می‌شود; فرار کردن معمولاً برای اجتناب از بدهی; شرکت‌کنندگان در حملات شبانه
v. درخشش مانند ماه; فرار کردن معمولاً برای اجتناب از بدهی; مشغول شدن به فعالیت‌هایی که در شب انجام می‌شود; شرکت کردن در حملات شبانه

عبارات و ترکیب‌ها

moonlights glow

درخشش مهتاب

moonlights shine

تابش مهتاب

moonlights dance

رقص مهتاب

moonlights reflect

بازتاب مهتاب

moonlights illuminate

نورافشانی مهتاب

moonlights cast

پراکنده کردن مهتاب

moonlights filter

صافی مهتاب

moonlights blanket

پوشش مهتاب

moonlights guide

هدایت مهتاب

moonlights embrace

آغوش مهتاب

جملات نمونه

the moonlights danced on the surface of the lake.

نورهای مهتابی روی سطح دریا می‌رقصیدند.

she enjoys walking under the moonlights.

او از قدم زدن زیر نورهای مهتابی لذت می‌برد.

the moonlights illuminated the path through the forest.

نورهای مهتابی مسیر جنگل را روشن کردند.

they shared secrets under the moonlights.

آنها رازهای خود را زیر نورهای مهتابی به اشتراک گذاشتند.

the moonlights created a romantic atmosphere.

نورهای مهتابی فضایی عاشقانه ایجاد کردند.

he often writes poetry inspired by the moonlights.

او اغلب شعر می‌نویسد که از نورهای مهتابی الهام گرفته است.

the moonlights reflected off the ocean waves.

نورهای مهتابی از امواج اقیانوس بازتاب یافتند.

they sat quietly, enjoying the beauty of the moonlights.

آنها به آرامی نشستند و از زیبایی نورهای مهتابی لذت بردند.

the moonlights cast long shadows on the ground.

نورهای مهتابی سایه‌های بلندی روی زمین انداختند.

we took pictures of the city skyline under the moonlights.

ما از خط افق شهر زیر نورهای مهتابی عکس گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید