moose

[ایالات متحده]/muːs/
[بریتانیا]/mus/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. [اسم] گوزن شمالی; گوزن قرمز

جملات نمونه

Yikes! This is one hairy moose you'd never want to meet in a dark, snowy alley.

وای! این یک گاومیش پوشیده از مو است که هرگز نمی‌خواهید در یک کوچه تاریک و برفی با آن روبرو شوید.

Software Description: About Mossback Fever, Saver displays changing landscape images along with pictures of animals such as deer, moose, elk, and bears

توضیحات نرم‌افزار: درباره تب‌موی Mossback، Saver تصاویر چشم‌انداز در حال تغییر را همراه با تصاویری از حیوانات مانند گوزن، گاومیش، گوزن و خرس نشان می‌دهد.

I saw a moose in the forest.

من یک گوزن در جنگل دیدم.

The moose is the largest extant species in the deer family.

گوزن بزرگترین گونه زنده در خانواده گوزن ها است.

Moose are herbivores and mainly eat plants and fruits.

گوزن ها گیاهخوار هستند و عمدتاً گیاهان و میوه ها را می خورند.

A moose can weigh up to 1500 pounds.

یک گوزن می تواند تا 1500 پوند وزن داشته باشد.

Moose are known for their impressive antlers.

گوزن ها به خاطر شاخ های چشمگیرشان شناخته می شوند.

The moose population has been declining in recent years.

جمعیت گوزن ها در سال های اخیر در حال کاهش بوده است.

I would love to see a moose in the wild.

من دوست دارم یک گوزن را در طبیعت ببینم.

Moose are excellent swimmers.

گوزن ها شناگران خوبی هستند.

The moose's diet changes with the seasons.

رژیم غذایی گوزن با فصل ها تغییر می کند.

Moose are generally solitary animals.

گوزن ها معمولاً حیوانات گوشه گیر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید