mooting

[ایالات متحده]/ˈmuːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmuːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای بحث مطرح کردن (یک موضوع)؛ (چیزی را) بدون اهمیت عملی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mooting issues

بررسی مسائل

mooting points

بررسی نکات

mooting ideas

بررسی ایده ها

mooting concepts

بررسی مفاهیم

mooting proposals

بررسی پیشنهادات

mooting solutions

بررسی راه حل ها

mooting topics

بررسی موضوعات

mooting options

بررسی گزینه ها

mooting arguments

بررسی استدلال ها

mooting strategies

بررسی استراتژی ها

جملات نمونه

the committee is mooting the idea of a new policy.

کمیته در حال مطرح کردن ایده یک سیاست جدید است.

they are mooting various options for the project.

آنها در حال مطرح کردن گزینه های مختلف برای پروژه هستند.

the team is mooting the possibility of a merger.

تیم در حال مطرح کردن احتمال ادغام است.

she suggested mooting the proposal at the next meeting.

او پیشنهاد کرد پیشنهاد را در جلسه بعدی مطرح کنند.

the idea of remote work has been mooted by many companies.

ایده کار از راه دور توسط بسیاری از شرکت ها مطرح شده است.

during the debate, several points were mooted by the participants.

در طول بحث، چندین نکته توسط شرکت کنندگان مطرح شد.

he is mooting changes to the current regulations.

او در حال مطرح کردن تغییراتی در مقررات فعلی است.

the students are mooting ideas for their final project.

دانشجویان در حال مطرح کردن ایده هایی برای پروژه نهایی خود هستند.

they are mooting the need for better communication.

آنها در حال مطرح کردن نیاز به ارتباط بهتر هستند.

the council is mooting a new strategy for urban development.

شورای شهر در حال مطرح کردن یک استراتژی جدید برای توسعه شهری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید