proposing

[ایالات متحده]/prəˈpəʊzɪŋ/
[بریتانیا]/prəˈpoʊzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پیشنهاد دادن یا ارائه یک ایده؛ قصد یا برنامه‌ریزی برای انجام چیزی؛ ارائه یک توضیح یا پیشنهاد

عبارات و ترکیب‌ها

proposing a plan

ارائه یک طرح

proposing a solution

ارائه یک راه حل

proposing changes

ارائه تغییرات

proposing ideas

ارائه ایده ها

proposing a project

ارائه یک پروژه

proposing a meeting

ارائه یک جلسه

proposing a strategy

ارائه یک استراتژی

proposing a budget

ارائه یک بودجه

proposing an initiative

ارائه یک ابتکار

proposing a partnership

ارائه یک مشارکت

جملات نمونه

proposing a new idea can be challenging.

ارائه یک ایده جدید می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

he is proposing a plan to improve sales.

او طرحی را برای بهبود فروش پیشنهاد می‌کند.

they are proposing changes to the current policy.

آنها تغییراتی را در سیاست فعلی پیشنهاد می‌کنند.

she is proposing a collaboration between the two companies.

او همکاری بین دو شرکت را پیشنهاد می‌کند.

proposing solutions requires careful consideration.

ارائه راه‌حل‌ها نیاز به بررسی دقیق دارد.

he is proposing to organize a community event.

او پیشنهاد می‌کند یک رویداد اجتماعی را سازماندهی کند.

proposing a budget involves many factors.

ارائه یک بودجه شامل عوامل زیادی می‌شود.

she is proposing a new marketing strategy.

او یک استراتژی بازاریابی جدید پیشنهاد می‌کند.

proposing a meeting time can help with scheduling.

پیشنهاد زمان ملاقات می‌تواند به زمان‌بندی کمک کند.

they are proposing an innovative approach to education.

آنها یک رویکرد نوآورانه به آموزش پیشنهاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید