morbids

[ایالات متحده]/ˈmɔːbɪd/
[بریتانیا]/ˈmɔːrbɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناشی از بیماری; دارای حالت بیماری؛ وحشتناک; مربوط به بخشی از بدن که بیمار است.

عبارات و ترکیب‌ها

morbid curiosity

کنجکاوی بیمارگونه

morbid thoughts

افکار بیمارگونه

morbid fascination

شیفتگی بیمارگونه

morbid obesity

چاقی بیمارگونه

morbid fear

ترس بیمارگونه

morbid condition

وضعیت بیمارگونه

جملات نمونه

the treatment of morbid obesity.

درمان چاقی شدید

imaginings of a morbid strain.

تصورات یک نوع بیمارگونه

a morbid fascination with death

شیفتگی مرگبار با مرگ

a morbid account of her death

گزارش بیمارگونه از مرگ او

the purgation by ritual violence of morbid social emotions.

پاکسازی از طریق خشونت آیینی از احساسات اجتماعی بیمارگونه

read the account of the murder with a morbid interest.

گزارش قتل را با علاقه بیمارگونه بخوانید.

It’s morbid to dwell on cemeteries and such like.

تامل در مورد кладбище و موارد مشابه، болезненный است.

he had long held a morbid fascination with the horrors of contemporary warfare.

او مدت طولانی شیفتگی مرگباری با وحشت جنگ های معاصر داشت.

"Ligeia", which Poe thought his best grotesque story, is now, for most readers, a jumble of morbid self-pity, diabolism, and gimcrack Gothicism.

«لیژیا»، که پو تصور می‌کرد بهترین داستان گروتسک اوست، اکنون برای بسیاری از خوانندگان، مجموعه‌ای از خودنمایی‌های بیمارگونه، شیطنت و گوتیک ارزان‌قیمت است.

Methods: We selected 30 patients with MA randomly then analyzed the changes of peripheral blood maps and stainable iron in morbid granular cells and macrophages of these patients.

روش‌ها: ما به طور تصادفی 30 بیمار مبتلا به MA را انتخاب کردیم و سپس تغییرات نقشه‌های خون محیطی و آهن قابل انعکاس در سلول‌های دانه‌ای بیمار و ماکروفاژهای این بیماران را تجزیه و تحلیل کردیم.

نمونه‌های واقعی

The girl is in a morbid state.

دختر در حالت روحی نامناسبی قرار دارد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Pretending your father's dead? Don't you find that a little morbid?

ادعا می کنید پدرتان مرده است؟ آیا این را کمی ترسناک یا ناراحت کننده نمی دانید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

" No, that's too morbid. It should be pink."

"نه، خیلی ناراحت کننده است. باید صورتی باشد."

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Okay, that's morbid. Send it back.

باشه، خیلی ناراحت کننده است. پس بفرستیدش.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

The painting is not a dark or morbid " still life" .

این نقاشی یک "静物" تاریک یا ناراحت کننده نیست.

منبع: Curious Muse

It was silly and morbid to entertain such ridiculous notions.

این ایده های پوچ و ناراحت کننده بود که چنین تصورات مضحکی را دنبال کنید.

منبع: Twilight: Eclipse

It was too morbid, they said. " Nobody wants to hear these stories."

خیلی ناراحت کننده بود، آنها گفتند. "هیچ کس نمی خواهد این داستان ها را بشنود."

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Mr Vole, you must not take such a morbid point of view.

آقای ووله، شما نباید چنین دیدگاهی ناراحت کننده داشته باشید.

منبع: Prosecution witness

Dr. Koothrappali, I'm not... I love this country! The-the baseball, the freedom, the rampant morbid obesity!

دکتر کوتاراپالی، من... من این کشور را دوست دارم! بیس بال، آزادی، چاقی بیش از حد و ناراحت کننده!

منبع: The Big Bang Theory Season 4

While it sounds extremely morbid, Julijonas Urbonas designed the Euthanasia Coaster for exactly what its name implies.

در حالی که به نظر بسیار ناراحت کننده می رسد، یول Jonas اوربوناس، قطار کوهنوردی مرگ، دقیقاً همان چیزی را که نام آن نشان می دهد، طراحی کرد.

منبع: Realm of Legends

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید