mordacities

[ایالات متحده]/mɔːdəˈsɪtiz/
[بریتانیا]/mɔrdəˈsɪtiz/

ترجمه

n. نظرات گزنده یا تند

عبارات و ترکیب‌ها

mordacities abound

فراوانی مردکاسیتی‌ها

mordacities revealed

افشای مردکاسیتی‌ها

mordacities expressed

بیان مردکاسیتی‌ها

mordacities noted

یادداشت مردکاسیتی‌ها

mordacities observed

مشاهده مردکاسیتی‌ها

mordacities discussed

بحث درباره مردکاسیتی‌ها

mordacities highlighted

تاکید بر مردکاسیتی‌ها

mordacities criticized

انتقاد از مردکاسیتی‌ها

mordacities avoided

اجتناب از مردکاسیتی‌ها

mordacities addressed

رسیدگی به مردکاسیتی‌ها

جملات نمونه

his mordacities often made the meetings uncomfortable.

اظهارات گزنده او اغلب باعث ناراحتی جلسات می‌شد.

she was known for her mordacities that cut deep.

او به خاطر اظهارات گزنده‌اش که ضربه می‌زدند، شناخته می‌شد.

the mordacities in his speech alienated his audience.

اظهارات گزنده در سخنرانی او مخاطبانش را بیگانه کرد.

despite her charm, her mordacities were hard to ignore.

با وجود جذابیتش، اظهارات گزنده او قابل چشم پوشی نبودند.

his mordacities revealed a deeper frustration.

اظهارات گزنده او نشان دهنده ناامیدی عمیق‌تری بود.

the mordacities in the debate escalated tensions.

اظهارات گزنده در بحث، تنش‌ها را تشدید کرد.

her mordacities masked her true feelings.

اظهارات گزنده او احساسات واقعی‌اش را پنهان می‌کرد.

he often used mordacities to defend his position.

او اغلب از اظهارات گزنده برای دفاع از موضع خود استفاده می‌کرد.

his mordacities were a defense mechanism against criticism.

اظهارات گزنده او یک مکانیسم دفاعی در برابر انتقاد بود.

the article was filled with mordacities that shocked readers.

مقاله پر از اظهارات گزنده‌ای بود که خوانندگان را شوکه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید