mordants

[ایالات متحده]/ˈmɔːdnt/
[بریتانیا]/ˈmɔːrdnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خورنده; تند; تند مزه
n. رنگ یا عامل خوردگی فلز
vt. با رنگ یا عامل خوردگی فلز درمان کردن; رنگ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mordant humor

طنز گزنده

mordant wit

هوش گزنده

mordant tone

لحن گزنده

جملات نمونه

a mordant sense of humour.

حس شوخ طبعی گزنده

an inquisitor's mordant questioning.

سوالات گزنده یک بازپرس.

Cotton can be dyed after pre mordanting with addition agent.

می‌توان پنبه را پس از پیش‌مردار کردن با افزودن عامل، رنگ کرد.

A solution called a moderant in mordant is used in the dying dyeing process.

یک محلول به نام مدرانت در فرآیند رنگرزی، در فرآیند رنگرزی استفاده می‌شود.

Her mordant wit often leaves people speechless.

طنز گزنده او اغلب باعث می‌شود مردم speechless شوند.

The comedian's mordant jokes were met with mixed reactions.

جک‌های گزنده کمدین با واکنش‌های متفاوت روبرو شدند.

He delivered a mordant critique of the government's policies.

او انتقادی گزنده از سیاست‌های دولت ارائه کرد.

The author is known for her mordant writing style.

نویسنده به خاطر سبک نوشتاری گزنده خود شناخته شده است.

His mordant comments often border on rudeness.

نظرات گزنده او اغلب به بی ادبی نزدیک می‌شوند.

The movie's mordant humor appealed to a niche audience.

طنز گزنده فیلم برای مخاطبان خاص جذاب بود.

She couldn't help but appreciate his mordant sense of humor.

او نمی‌توانست از قدردانی از حس شوخ طبعی گزنده او صرف نظر کند.

The professor's mordant remarks kept the students on their toes.

نظرات گزنده استاد دانشجویان را در حالت هوشیاری نگه می‌داشت.

The mordant tone of the article reflected the author's frustration.

لحن گزنده مقاله نشان‌دهنده ناراحتی نویسنده بود.

His mordant criticism struck a chord with many readers.

انتقاد گزنده او با بسیاری از خوانندگان همخوانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید