morphing

[ایالات متحده]/ˈmɔːfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɔrfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تغییر در شکل یا شخصیت؛ یک تحول تدریجی

عبارات و ترکیب‌ها

morphing shapes

تغییر شکل‌ها

morphing images

تغییر تصاویر

morphing styles

تغییر سبک‌ها

morphing colors

تغییر رنگ‌ها

morphing forms

تغییر فرم‌ها

morphing sounds

تغییر صداها

morphing characters

تغییر کاراکترها

morphing designs

تغییر طرح‌ها

morphing patterns

تغییر الگوها

morphing concepts

تغییر مفاهیم

جملات نمونه

the artist is morphing traditional styles into modern art.

هنرمند در حال تغییر سبک‌های سنتی به هنر مدرن است.

technology is morphing the way we communicate.

فناوری در حال تغییر روش ارتباط ما است.

the caterpillar is morphing into a butterfly.

گربره به پروانه تبدیل می شود.

her mood is morphing from happiness to sadness.

حالت او از خوشحالی به غم تغییر می کند.

fashion trends are morphing every season.

ترندهای مد هر فصل در حال تغییر هستند.

the software is morphing to meet user needs.

نرم افزار در حال تغییر برای پاسخگویی به نیازهای کاربر است.

his ideas are morphing into a solid plan.

ایده های او در حال تبدیل شدن به یک طرح محکم است.

the landscape is morphing with the changing seasons.

مناظر با تغییر فصل ها در حال تغییر است.

her role in the project is morphing as it develops.

نقش او در پروژه با پیشرفت آن در حال تغییر است.

the movie's storyline is morphing into something unexpected.

داستان فیلم به چیزی غیرمنتظره تبدیل می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید