mortmains

[ایالات متحده]/ˈmɔːtmeɪnz/
[بریتانیا]/ˈmɔrtmeɪnz/

ترجمه

n. مالکیت دائمی؛ نگهداری دائمی اموال توسط یک شرکت

عبارات و ترکیب‌ها

mortmains law

قانون مورتمین

mortmains estate

املاک مورتمین

mortmains trust

وقف مورتمین

mortmains property

اموال مورتمین

mortmains rights

حقوق مورتمین

mortmains regulation

مقررات مورتمین

mortmains doctrine

اصل مورتمین

mortmains cases

موارد مورتمین

mortmains issues

مشکلات مورتمین

mortmains provisions

بخش های مورتمین

جملات نمونه

mortmains can complicate estate planning.

مورتمین‌ها می‌توانند برنامه‌ریزی املاک را پیچیده کنند.

many businesses are affected by mortmains laws.

بسیاری از مشاغل تحت تأثیر قوانین مورتمین قرار می‌گیرند.

understanding mortmains is essential for lawyers.

درک مورتمین‌ها برای وکلا ضروری است.

mortmains often restrict property transfers.

مورتمین‌ها اغلب انتقال املاک را محدود می‌کنند.

he studied the implications of mortmains in his thesis.

او پیامدهای مورتمین‌ها را در پایان‌نامه خود مطالعه کرد.

mortmains can lead to legal disputes.

مورتمین‌ها می‌توانند منجر به اختلافات قانونی شوند.

she learned about mortmains during her law class.

او در کلاس حقوق خود درباره مورتمین‌ها یاد گرفت.

mortmains are often misunderstood by the public.

مورتمین‌ها اغلب توسط مردم به درستی درک نمی‌شوند.

he is an expert on mortmains and taxation.

او یک متخصص در مورتمین‌ها و مالیات است.

mortmains play a role in charitable donations.

مورتمین‌ها در کمک‌های خیریه نقش دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید