morts

[ایالات متحده]/mɔːt/
[بریتانیا]/mɔrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای شیپور به منظور اعلام مرگ یک حیوان شکار شده، تعداد یا مقدار زیاد.

عبارات و ترکیب‌ها

mortgage

رهن

mortician

خاكي‌سپار

mortuary

تشريح‌گاه

جملات نمونه

have a mort of things to do

چیزهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد

Say unto them which daub it with untempered morter, that it shall fall: there shall be an overflowing shower;

به آنها بگو که آن را با ملات غیرقابل استفاده نقاشی می‌کنند، آن سقوط خواهد کرد: بارانی سیل‌آسا خواهد بود;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید