moshav

[ایالات متحده]/ˈmɔːʃɑːv/
[بریتانیا]/ˈmoʊʃɑːv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی جامعه تعاونی کشاورزی در اسرائیل که با مالکیت خصوصی زمین، کار شخصی و بازاریابی مشترک مشخص می‌شود
Word Forms
جمعmoshavs

عبارات و ترکیب‌ها

moshav life

زندگی در مساشاو

moshav community

جامعه مساشاو

moshav culture

فرهنگ مساشاو

moshav farming

کشاورزی در مساشاو

moshav family

خانواده در مساشاو

moshav tradition

آد و رسوم مساشاو

moshav economy

اقتصاد مساشاو

moshav history

تاریخچه مساشاو

moshav lifestyle

سبک زندگی در مساشاو

moshav development

توسعه مساشاو

جملات نمونه

many families live in a moshav.

خانواده‌های زیادی در یک مساشاو زندگی می‌کنند.

the moshav is known for its agricultural community.

مساشاو به خاطر جامعه کشاورزی‌اش شناخته شده است.

life in a moshav is peaceful and close-knit.

زندگی در یک مساشاو آرام و صمیمی است.

we visited a moshav during our trip to israel.

ما در طول سفرمان به اسرائیل از یک مساشاو بازدید کردیم.

the moshav hosts various cultural events each year.

مساشاو هر سال میزبان رویدادهای فرهنگی مختلف است.

children in the moshav learn about farming from a young age.

کودکان در مساشاو از سنین پایین در مورد کشاورزی یاد می‌گیرند.

living in a moshav allows for a sustainable lifestyle.

زندگی در یک مساشاو امکان یک سبک زندگی پایدار را فراهم می‌کند.

the community in the moshav supports local businesses.

جامعه در مساشاو از کسب و کارهای محلی حمایت می‌کند.

many moshavim have their own unique traditions.

بسیاری از مساشاویم سنت‌های منحصر به فرد خود را دارند.

we enjoyed fresh produce from the moshav's market.

ما از محصولات تازه بازار مساشاو لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید