mountaineerings

[ایالات متحده]/ˌmaʊn.tɪˈnɪə.rɪŋz/
[بریتانیا]/ˌmaʊn.tɪˈnɪr.ɪŋz/

ترجمه

n. ورزش یا فعالیت صعود کوه‌ها
v. عمل صعود کوه‌ها (شکل حال استمراری کوهنوردی)

عبارات و ترکیب‌ها

extreme mountaineerings

کوهنوردی شدید

technical mountaineerings

کوهنوردی فنی

alpine mountaineerings

کوهنوردی آلپاین

winter mountaineerings

کوهنوردی زمستانی

outdoor mountaineerings

کوهنوردی فضای باز

guided mountaineerings

کوهنوردی با راهنما

solo mountaineerings

کوهنوردی انفرادی

expedition mountaineerings

کوهنوردی اکتشافی

high-altitude mountaineerings

کوهنوردی ارتفاع بالا

rock mountaineerings

کوهنوردی صخره نوردی

جملات نمونه

mountaineerings require physical endurance and mental strength.

کوهنوردی به استقامت جسمانی و قدرت ذهنی نیاز دارد.

many people enjoy mountaineerings as a way to connect with nature.

بسیاری از افراد از کوهنوردی به عنوان راهی برای ارتباط با طبیعت لذت می برند.

safety is a priority in all mountaineerings.

ایمنی در همه کوهنوردی ها اولویت دارد.

proper gear is essential for successful mountaineerings.

تجهیزات مناسب برای کوهنوردی موفق ضروری است.

mountaineerings can be a thrilling adventure.

کوهنوردی می تواند یک ماجراجویی هیجان انگیز باشد.

training is crucial for challenging mountaineerings.

آموزش برای کوهنوردی های چالش برانگیز بسیار مهم است.

experienced climbers often share tips for safe mountaineerings.

صعودکنندگان با تجربه اغلب نکاتی برای کوهنوردی ایمن به اشتراک می گذارند.

weather conditions can greatly affect mountaineerings.

شرایط آب و هوایی می تواند تأثیر زیادی بر کوهنوردی داشته باشد.

group mountaineerings foster teamwork and camaraderie.

کوهنوردی گروهی باعث ایجاد کار گروهی و رفاقت می شود.

many organizations promote mountaineerings for fitness and fun.

سازمان های زیادی کوهنوردی را برای تناسب اندام و سرگرمی ترویج می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید