mountebanks abound
دروغگویان فراوان هستند
mountebanks exposed
دروغگویان افشا شدند
mountebanks deceive
دروغگویان فریب میدهند
mountebanks flourish
دروغگویان رونق مییابند
mountebanks thrive
دروغگویان پیشرفت میکنند
mountebanks reveal
دروغگویان آشکار میکنند
mountebanks trick
دروغگویان حقه بازی میکنند
mountebanks challenge
دروغگویان به چالش میکشند
mountebanks manipulate
دروغگویان دستکاری میکنند
mountebanks warn
دروغگویان هشدار میدهند
many mountebanks tricked the villagers with their false promises.
بسیاری از دروغگوها (ممونتنبکها) با وعدههای دروغین خود، روستاییان را فریب دادند.
he felt embarrassed after realizing he had been fooled by the mountebanks.
او پس از متوجه شدن اینکه توسط دروغگوها (ممونتنبکها) فریب خورده بود، شرمسنده شد.
the mountebanks put on a grand show to attract unsuspecting crowds.
دروغگوها (ممونتنبکها) برای جذب جمعیتهای ناآگاه، یک نمایش بزرگ اجرا کردند.
people often mistake mountebanks for genuine performers.
افراد اغلب دروغگوها (ممونتنبکها) را با هنرمندان واقعی اشتباه میگیرند.
the mountebanks sold miracle cures that had no real effects.
دروغگوها (ممونتنبکها) معجونهای معجزه آسایی را میفروختند که هیچ اثر واقعی نداشتند.
in the old days, mountebanks traveled from town to town.
در دوران قدیم، دروغگوها (ممونتنبکها) از شهر به شهر سفر میکردند.
beware of mountebanks who promise wealth overnight.
مراقب دروغگوهایی (ممونتنبکها) باشید که وعده ثروت شبانه در روز میدهند.
the art of deception is often mastered by mountebanks.
هنر فریبکاری اغلب توسط دروغگوها (ممونتنبکها) تسلط مییابد.
historically, mountebanks played a role in entertainment and deception.
به طور تاریخی، دروغگوها (ممونتنبکها) نقشی در سرگرمی و فریبکاری ایفا میکردند.
some mountebanks gained fame, while others faded into obscurity.
برخی از دروغگوها (ممونتنبکها) مشهور شدند، در حالی که برخی دیگر به فراموشی کشیده شدند.
mountebanks abound
دروغگویان فراوان هستند
mountebanks exposed
دروغگویان افشا شدند
mountebanks deceive
دروغگویان فریب میدهند
mountebanks flourish
دروغگویان رونق مییابند
mountebanks thrive
دروغگویان پیشرفت میکنند
mountebanks reveal
دروغگویان آشکار میکنند
mountebanks trick
دروغگویان حقه بازی میکنند
mountebanks challenge
دروغگویان به چالش میکشند
mountebanks manipulate
دروغگویان دستکاری میکنند
mountebanks warn
دروغگویان هشدار میدهند
many mountebanks tricked the villagers with their false promises.
بسیاری از دروغگوها (ممونتنبکها) با وعدههای دروغین خود، روستاییان را فریب دادند.
he felt embarrassed after realizing he had been fooled by the mountebanks.
او پس از متوجه شدن اینکه توسط دروغگوها (ممونتنبکها) فریب خورده بود، شرمسنده شد.
the mountebanks put on a grand show to attract unsuspecting crowds.
دروغگوها (ممونتنبکها) برای جذب جمعیتهای ناآگاه، یک نمایش بزرگ اجرا کردند.
people often mistake mountebanks for genuine performers.
افراد اغلب دروغگوها (ممونتنبکها) را با هنرمندان واقعی اشتباه میگیرند.
the mountebanks sold miracle cures that had no real effects.
دروغگوها (ممونتنبکها) معجونهای معجزه آسایی را میفروختند که هیچ اثر واقعی نداشتند.
in the old days, mountebanks traveled from town to town.
در دوران قدیم، دروغگوها (ممونتنبکها) از شهر به شهر سفر میکردند.
beware of mountebanks who promise wealth overnight.
مراقب دروغگوهایی (ممونتنبکها) باشید که وعده ثروت شبانه در روز میدهند.
the art of deception is often mastered by mountebanks.
هنر فریبکاری اغلب توسط دروغگوها (ممونتنبکها) تسلط مییابد.
historically, mountebanks played a role in entertainment and deception.
به طور تاریخی، دروغگوها (ممونتنبکها) نقشی در سرگرمی و فریبکاری ایفا میکردند.
some mountebanks gained fame, while others faded into obscurity.
برخی از دروغگوها (ممونتنبکها) مشهور شدند، در حالی که برخی دیگر به فراموشی کشیده شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید