mountie

[ایالات متحده]/ˈmaʊnti/
[بریتانیا]/ˈmaʊnti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو نیروی سواره نظام سلطنتی کانادا
Word Forms
جمعmounties

عبارات و ترکیب‌ها

mountie patrol

گشت زانت

mountie uniform

نظم پوشش

mountie duty

وظیفه پلیس سلطنتی

mountie service

خدمت پلیس سلطنتی

mountie badge

نشان پلیس سلطنتی

mountie horse

اسب پلیس سلطنتی

mountie training

آموزش پلیس سلطنتی

mountie history

تاریخچه پلیس سلطنتی

mountie ceremony

مراسم پلیس سلطنتی

mountie presence

حضور پلیس سلطنتی

جملات نمونه

the mountie patrols the national park every day.

هر روز، نگهبان ملی در پارک ملی گشت می زند.

she dreamed of becoming a mountie when she was a child.

او در کودکی رویای تبدیل شدن به نگهبان ملی را داشت.

the mountie helped lost hikers find their way.

نگهبان ملی به کوهنوردان گم شده کمک کرد تا راه خود را پیدا کنند.

mounties are known for their distinctive uniforms.

نگهبانان ملی به خاطر لباس های یکدست و متمایز خود شناخته می شوند.

the mountie issued a warning to the trespassers.

نگهبان ملی به متخلفین اخطار داد.

he admired the bravery of the mountie in the field.

او شجاعت نگهبان ملی را در صحنه تحسین کرد.

mounties often participate in community events.

نگهبانان ملی اغلب در رویدادهای جامعه شرکت می کنند.

the mountie's horse was well-trained and calm.

اسب نگهبان ملی آموزش دیده و آرام بود.

many tourists take photos with a mountie in uniform.

بسیاری از گردشگران با یک نگهبان ملی در لباس عکس می گیرند.

the mountie provided assistance during the festival.

نگهبان ملی در طول جشنواره کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید