| جمع | mousers |
cute mouser
گربه موش دوستدار بامزه
fast mouser
گربه موش سریع
smart mouser
گربه موش باهوش
quiet mouser
گربه موش ساکت
efficient mouser
گربه موش کارآمد
agile mouser
گربه موش چابک
playful mouser
گربه موش بازیگوش
friendly mouser
گربه موش دوستانه
trained mouser
گربه موش آموزش دیده
local mouser
گربه موش محلی
the cat is a skilled mouser, catching mice effortlessly.
گربه یک شکارچی ماهرانه است که به راحتی موش ها را به دام می اندازد.
we need a good mouser to keep the barn free of rodents.
ما به یک شکارچی خوب نیاز داریم تا انبار را از شر جوندگان دور نگه داریم.
my neighbor's cat is an excellent mouser.
گربه همسایه من یک شکارچی عالی است.
they adopted a mouser to help with their rat problem.
آنها یک شکارچی را برای کمک به مشکل موش خود به فرز گرفتند.
a good mouser can save you a lot of trouble.
یک شکارچی خوب می تواند از شما در برابر بسیاری از مشکلات محافظت کند.
she trained her dog to be a mouser.
او سگ خود را آموزش داد تا شکارچی باشد.
the old barn has become a haven for mice, despite having a mouser.
با وجود داشتن یک شکارچی، انبار قدیمی به پناهگاهی برای موش ها تبدیل شده است.
he always brings home a catch as a proud mouser.
او همیشه به عنوان یک شکارچی افتخارآمیز، شکار خود را به خانه می آورد.
her cat is not just a pet; it's a mouser too.
گربه او فقط یک حیوان خانگی نیست؛ بلکه یک شکارچی هم هست.
finding a good mouser can be challenging in the city.
پیدا کردن یک شکارچی خوب در شهر می تواند چالش برانگیز باشد.
cute mouser
گربه موش دوستدار بامزه
fast mouser
گربه موش سریع
smart mouser
گربه موش باهوش
quiet mouser
گربه موش ساکت
efficient mouser
گربه موش کارآمد
agile mouser
گربه موش چابک
playful mouser
گربه موش بازیگوش
friendly mouser
گربه موش دوستانه
trained mouser
گربه موش آموزش دیده
local mouser
گربه موش محلی
the cat is a skilled mouser, catching mice effortlessly.
گربه یک شکارچی ماهرانه است که به راحتی موش ها را به دام می اندازد.
we need a good mouser to keep the barn free of rodents.
ما به یک شکارچی خوب نیاز داریم تا انبار را از شر جوندگان دور نگه داریم.
my neighbor's cat is an excellent mouser.
گربه همسایه من یک شکارچی عالی است.
they adopted a mouser to help with their rat problem.
آنها یک شکارچی را برای کمک به مشکل موش خود به فرز گرفتند.
a good mouser can save you a lot of trouble.
یک شکارچی خوب می تواند از شما در برابر بسیاری از مشکلات محافظت کند.
she trained her dog to be a mouser.
او سگ خود را آموزش داد تا شکارچی باشد.
the old barn has become a haven for mice, despite having a mouser.
با وجود داشتن یک شکارچی، انبار قدیمی به پناهگاهی برای موش ها تبدیل شده است.
he always brings home a catch as a proud mouser.
او همیشه به عنوان یک شکارچی افتخارآمیز، شکار خود را به خانه می آورد.
her cat is not just a pet; it's a mouser too.
گربه او فقط یک حیوان خانگی نیست؛ بلکه یک شکارچی هم هست.
finding a good mouser can be challenging in the city.
پیدا کردن یک شکارچی خوب در شهر می تواند چالش برانگیز باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید