mouser

[ایالات متحده]/ˈmaʊsə/
[بریتانیا]/ˈmaʊsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانی که موش‌ها را می‌گیرد؛ شخصی که به طور مخفیانه گوش می‌دهد؛ شخصی که به طور پنهانی جستجو می‌کند
Word Forms
جمعmousers

عبارات و ترکیب‌ها

cute mouser

گربه موش دوست‌دار بامزه

fast mouser

گربه موش سریع

smart mouser

گربه موش باهوش

quiet mouser

گربه موش ساکت

efficient mouser

گربه موش کارآمد

agile mouser

گربه موش چابک

playful mouser

گربه موش بازیگوش

friendly mouser

گربه موش دوستانه

trained mouser

گربه موش آموزش دیده

local mouser

گربه موش محلی

جملات نمونه

the cat is a skilled mouser, catching mice effortlessly.

گربه یک شکارچی ماهرانه است که به راحتی موش ها را به دام می اندازد.

we need a good mouser to keep the barn free of rodents.

ما به یک شکارچی خوب نیاز داریم تا انبار را از شر جوندگان دور نگه داریم.

my neighbor's cat is an excellent mouser.

گربه همسایه من یک شکارچی عالی است.

they adopted a mouser to help with their rat problem.

آنها یک شکارچی را برای کمک به مشکل موش خود به فرز گرفتند.

a good mouser can save you a lot of trouble.

یک شکارچی خوب می تواند از شما در برابر بسیاری از مشکلات محافظت کند.

she trained her dog to be a mouser.

او سگ خود را آموزش داد تا شکارچی باشد.

the old barn has become a haven for mice, despite having a mouser.

با وجود داشتن یک شکارچی، انبار قدیمی به پناهگاهی برای موش ها تبدیل شده است.

he always brings home a catch as a proud mouser.

او همیشه به عنوان یک شکارچی افتخارآمیز، شکار خود را به خانه می آورد.

her cat is not just a pet; it's a mouser too.

گربه او فقط یک حیوان خانگی نیست؛ بلکه یک شکارچی هم هست.

finding a good mouser can be challenging in the city.

پیدا کردن یک شکارچی خوب در شهر می تواند چالش برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید