moustaches

[ایالات متحده]/ˈmʌstæʃɪz/
[بریتانیا]/ˈmʌstæʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع سیبیل؛ مویی که بر روی لب بالا رشد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

fancy moustaches

سبیل‌های شیک

fake moustaches

سبیل‌های تقلبی

thin moustaches

سبیل‌های باریک

curly moustaches

سبیل‌های چرخ‌دار

long moustaches

سبیل‌های بلند

bushy moustaches

سبیل‌های پرپشت

trimmed moustaches

سبیل‌های مرتب

styled moustaches

سبیل‌های آراسته‌شده

colorful moustaches

سبیل‌های رنگارنگ

traditional moustaches

سبیل‌های سنتی

جملات نمونه

he decided to grow his moustaches for the charity event.

او تصمیم گرفت برای رویداد خیریه، سبیل‌های خود را ریش ببخشد.

many famous actors are known for their distinctive moustaches.

بسیاری از بازیگران مشهور به خاطر سبیل‌های خاص خود شناخته می‌شوند.

she loves to style her moustaches in creative ways.

او عاشق مدل کردن سبیل‌های خود به روش‌های خلاقانه است.

his moustaches were the talk of the town.

سبیل‌های او نقل محافل بود.

some people find moustaches attractive on men.

برخی افراد سبیل را در مردان جذاب می‌دانند.

he trims his moustaches every week to keep them neat.

او هر هفته سبیل‌های خود را مرتب می‌کند تا آن‌ها را مرتب نگه دارد.

in the past, moustaches were a symbol of masculinity.

در گذشته، سبیل‌ها نمادی از مردانگی بودند.

she painted a portrait of a man with impressive moustaches.

او تصویری از مردی با سبیل‌های چشمگیر کشید.

he often jokes about his bushy moustaches.

او اغلب در مورد سبیل‌های پشمالوی خود شوخی می‌کند.

his moustaches have become his signature look.

سبیل‌های او به ظاهر خاص او تبدیل شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید