brows furrowed
چینهای چشمی فشرده
raising brows
بالا بردن چینهای چشمی
arched brows
چینهای چشمی منحنی
brows lifted
چینهای چشمی بلند شده
brows down
چینهای چشمی پایین
smooth brows
چینهای چشمی صاف
brows met
چینهای چشمی به هم میرسند
brows furrow
چینهای چشمی فشرده میشوند
brows raised
چینهای چشمی بالا رفتهاند
heavy brows
چینهای چشمی سنگین
she carefully browsed the online store for a new dress.
او با دقت فروشگاه اینترنتی را برای یک پوشاک جدید مرور کرد.
he browsed through the newspaper while waiting for his coffee.
او در حالی که منتظر قهوه خود بود، گزارش روز را مرور کرد.
the website allows users to easily browse their extensive catalog.
این وبسایت به کاربران اجازه میدهد که به راحتی کاتالوگ گستردهاش را مرور کنند.
i often browse social media during my commute to work.
من اغلب در حین رفت و آمد کار خود به رسانههای اجتماعی میگریزم.
they browsed the art gallery, admiring the various paintings.
آنها گالری هنر را مرور کردند و از نقاشیهای مختلف لذت میبردند.
the team browsed several proposals before making a decision.
تیم پیش از اتخاذ تصمیم، چند پیشنهاد را مرور کرد.
she browsed the menu, deciding what to order for dinner.
او منو را مرور کرد و تصمیم گرفت چه چیزی را برای شام سفارش دهد.
he browsed the job listings, looking for new opportunities.
او لیستهای شغلی را مرور کرد و به دنبال فرصتهای جدید بود.
we browsed the historical archives for relevant information.
ما در بین پروندههای تاریخی به دنبال اطلاعات مرتبط بودیم.
the tourists browsed the local market for souvenirs.
مسافران به دنبال امکان خرید هدیههای محلی در بازار محلی بودند.
i browsed the library shelves, searching for a specific book.
من رفته بودم و در جستجوی کتاب خاصی در رفهای کتابخانه بودم.
brows furrowed
چینهای چشمی فشرده
raising brows
بالا بردن چینهای چشمی
arched brows
چینهای چشمی منحنی
brows lifted
چینهای چشمی بلند شده
brows down
چینهای چشمی پایین
smooth brows
چینهای چشمی صاف
brows met
چینهای چشمی به هم میرسند
brows furrow
چینهای چشمی فشرده میشوند
brows raised
چینهای چشمی بالا رفتهاند
heavy brows
چینهای چشمی سنگین
she carefully browsed the online store for a new dress.
او با دقت فروشگاه اینترنتی را برای یک پوشاک جدید مرور کرد.
he browsed through the newspaper while waiting for his coffee.
او در حالی که منتظر قهوه خود بود، گزارش روز را مرور کرد.
the website allows users to easily browse their extensive catalog.
این وبسایت به کاربران اجازه میدهد که به راحتی کاتالوگ گستردهاش را مرور کنند.
i often browse social media during my commute to work.
من اغلب در حین رفت و آمد کار خود به رسانههای اجتماعی میگریزم.
they browsed the art gallery, admiring the various paintings.
آنها گالری هنر را مرور کردند و از نقاشیهای مختلف لذت میبردند.
the team browsed several proposals before making a decision.
تیم پیش از اتخاذ تصمیم، چند پیشنهاد را مرور کرد.
she browsed the menu, deciding what to order for dinner.
او منو را مرور کرد و تصمیم گرفت چه چیزی را برای شام سفارش دهد.
he browsed the job listings, looking for new opportunities.
او لیستهای شغلی را مرور کرد و به دنبال فرصتهای جدید بود.
we browsed the historical archives for relevant information.
ما در بین پروندههای تاریخی به دنبال اطلاعات مرتبط بودیم.
the tourists browsed the local market for souvenirs.
مسافران به دنبال امکان خرید هدیههای محلی در بازار محلی بودند.
i browsed the library shelves, searching for a specific book.
من رفته بودم و در جستجوی کتاب خاصی در رفهای کتابخانه بودم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید