mowing

[ایالات متحده]/'məʊɪŋ/
[بریتانیا]/'moɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برش چمن، مقدار چمنی که برش خورده، زمین مرتع.

عبارات و ترکیب‌ها

mowing the lawn

چمن زنی

lawn mowing

چمن زنی

mow the grass

چمن زدن

mowing machine

ماشین چمن زنی

جملات نمونه

earned money by mowing lawns.

او با چیدن چمن پول به دست آورد.

The owner of the house refused to hire the mowing done.

صاحب خانه از استخدام برای انجام چمن‌زنی امتناع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید