the network latency measured only a few msecs during peak hours.
تاخیر شبکه تنها چند میلیثانیه بود در ساعات پیک.
the processor completes each cycle in several msecs.
پردازنده هر چرخه را در چند میلیثانیه کامل میکند.
the database query returned results within 50 msecs.
پرس و جوی پایگاه داده نتایج را در 50 میلیثانیه بازگرداند.
audio playback requires precise timing down to the msec.
پخش صوت نیاز به زمانبندی دقیق تا میلیثانیه دارد.
the system timeout is set to 200 msecs to prevent hanging.
زمانهای انتظار سیستم به 200 میلیثانیه تنظیم شده است تا از متوقف شدن جلوگیری شود.
real-time applications demand response times under 10 msecs.
برنامههای زمان واقعی نیاز به زمان پاسخگویی کمتر از 10 میلیثانیه دارند.
the algorithm processes each frame in under 15 msecs.
الگوریتم هر فریم را در کمتر از 15 میلیثانیه پردازش میکند.
the latency increased by many msecs when the server was overloaded.
تاخیر زمانی زیادی افزایش یافت وقتی سرور از بار زیادی برخوردار بود.
high-frequency trading systems measure delays in single-digit msecs.
سیستمهای معاملات با فرکانس بالا تاخیر را در میلیثانیههای یک رقمی اندازهگیری میکنند.
the sensor captures data with resolution of 1 msec intervals.
سنسور دادهها را با دقت 1 میلیثانیه جمعآوری میکند.
animation smoothness depends on frame rendering completing in 16 msecs.
نرمی انیمیشن به این بستگی دارد که رندر کردن فریم در 16 میلیثانیه کامل شود.
the ping test showed response time of 45 msecs to the server.
آزمایش پینگ زمان پاسخگویی 45 میلیثانیه به سرور را نشان داد.
web page load time should ideally be under 100 msecs for optimal user experience.
زمان بارگذاری صفحه وب بهترین حالت در زیر 100 میلیثانیه برای تجربه کاربری بهتر است.
the network latency measured only a few msecs during peak hours.
تاخیر شبکه تنها چند میلیثانیه بود در ساعات پیک.
the processor completes each cycle in several msecs.
پردازنده هر چرخه را در چند میلیثانیه کامل میکند.
the database query returned results within 50 msecs.
پرس و جوی پایگاه داده نتایج را در 50 میلیثانیه بازگرداند.
audio playback requires precise timing down to the msec.
پخش صوت نیاز به زمانبندی دقیق تا میلیثانیه دارد.
the system timeout is set to 200 msecs to prevent hanging.
زمانهای انتظار سیستم به 200 میلیثانیه تنظیم شده است تا از متوقف شدن جلوگیری شود.
real-time applications demand response times under 10 msecs.
برنامههای زمان واقعی نیاز به زمان پاسخگویی کمتر از 10 میلیثانیه دارند.
the algorithm processes each frame in under 15 msecs.
الگوریتم هر فریم را در کمتر از 15 میلیثانیه پردازش میکند.
the latency increased by many msecs when the server was overloaded.
تاخیر زمانی زیادی افزایش یافت وقتی سرور از بار زیادی برخوردار بود.
high-frequency trading systems measure delays in single-digit msecs.
سیستمهای معاملات با فرکانس بالا تاخیر را در میلیثانیههای یک رقمی اندازهگیری میکنند.
the sensor captures data with resolution of 1 msec intervals.
سنسور دادهها را با دقت 1 میلیثانیه جمعآوری میکند.
animation smoothness depends on frame rendering completing in 16 msecs.
نرمی انیمیشن به این بستگی دارد که رندر کردن فریم در 16 میلیثانیه کامل شود.
the ping test showed response time of 45 msecs to the server.
آزمایش پینگ زمان پاسخگویی 45 میلیثانیه به سرور را نشان داد.
web page load time should ideally be under 100 msecs for optimal user experience.
زمان بارگذاری صفحه وب بهترین حالت در زیر 100 میلیثانیه برای تجربه کاربری بهتر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید