seconds later
بعد از چند ثانیه
in seconds
در عرض چند ثانیه
just seconds
فقط چند ثانیه
few seconds
چند ثانیه
seconds away
فاصله تا چند ثانیه
seconds ticking
ثانیهها در حال گذر
seconds passed
ثانیهها سپری شده
seconds counting
شمارش ثانیهها
seconds before
قبل از چند ثانیه
seconds elapsed
ثانیهها گذشت
i waited for seconds before the light turned green.
من چند ثانیه صبر کردم تا چراغ سبز شود.
the cake needs to bake for 30 seconds longer.
کیک باید 30 ثانیه دیگر بپزد.
he could hold his breath for several seconds.
او میتوانست نفس خود را برای چند ثانیه نگه دارد.
the timer went off after just a few seconds.
تایمر بعد از چند ثانیه به صدا درآمد.
it took only seconds to download the file.
دانلود فایل فقط چند ثانیه طول کشید.
the movie clip lasted for a few seconds.
کلیپ فیلم چند ثانیه طول کشید.
please give me a few seconds to think.
لطفاً چند ثانیه به من فرصت دهید تا فکر کنم.
the presentation lasted for several seconds longer than planned.
ارائه چند ثانیه بیشتر از برنامه ریزی طول کشید.
the alarm sounded for a few seconds before i turned it off.
آلارم چند ثانیه به صدا درآمد قبل از اینکه آن را خاموش کنم.
the reaction time was measured in seconds.
زمان واکنش بر حسب ثانیه اندازه گیری شد.
just a few seconds passed before i realized what happened.
فقط چند ثانیه گذشت تا متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید