seconds

[ایالات متحده]/[ˈsekəndz]/
[بریتانیا]/[ˈsekəndz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.a single unit of time equal to 60 parts of a minute
n., pluralA period of time lasting for a few seconds.
adj.lasting or taking only a short time; brief
n. یک واحد زمانی برابر با ۶۰ قسمت از یک دقیقه
n., plural دوره‌ای از زمان که چند ثانیه طول می‌کشد.
adj. کوتاه مدت یا طولانی مدت؛ کوتاه

عبارات و ترکیب‌ها

seconds later

بعد از چند ثانیه

in seconds

در عرض چند ثانیه

just seconds

فقط چند ثانیه

few seconds

چند ثانیه

seconds away

فاصله تا چند ثانیه

seconds ticking

ثانیه‌ها در حال گذر

seconds passed

ثانیه‌ها سپری شده

seconds counting

شمارش ثانیه‌ها

seconds before

قبل از چند ثانیه

seconds elapsed

ثانیه‌ها گذشت

جملات نمونه

i waited for seconds before the light turned green.

من چند ثانیه صبر کردم تا چراغ سبز شود.

the cake needs to bake for 30 seconds longer.

کیک باید 30 ثانیه دیگر بپزد.

he could hold his breath for several seconds.

او می‌توانست نفس خود را برای چند ثانیه نگه دارد.

the timer went off after just a few seconds.

تایمر بعد از چند ثانیه به صدا درآمد.

it took only seconds to download the file.

دانلود فایل فقط چند ثانیه طول کشید.

the movie clip lasted for a few seconds.

کلیپ فیلم چند ثانیه طول کشید.

please give me a few seconds to think.

لطفاً چند ثانیه به من فرصت دهید تا فکر کنم.

the presentation lasted for several seconds longer than planned.

ارائه چند ثانیه بیشتر از برنامه ریزی طول کشید.

the alarm sounded for a few seconds before i turned it off.

آلارم چند ثانیه به صدا درآمد قبل از اینکه آن را خاموش کنم.

the reaction time was measured in seconds.

زمان واکنش بر حسب ثانیه اندازه گیری شد.

just a few seconds passed before i realized what happened.

فقط چند ثانیه گذشت تا متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید