muchacho

[ایالات متحده]/mʌˈtʃɑːtʃoʊ/
[بریتانیا]/mʌˈtʃɑːtʃoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوان; خدمتکار مرد

عبارات و ترکیب‌ها

muchacho amigo

دوست پسر

muchacho bueno

پسری خوب

muchacho fuerte

پسری قوی

muchacho listo

پسری باهوش

muchacho feliz

پسری خوشحال

muchacho valiente

پسری شجاع

muchacho travieso

پسری شیطان

muchacho simpático

پسری خوش‌برخورد

muchacho talentoso

پسری با استعداد

muchacho trabajador

پسری کوشا

جملات نمونه

the muchacho is playing soccer in the park.

پسر جوان در حال بازی فوتبال در پارک است.

my muchacho loves to read comic books.

پسرم عاشق خواندن کامیک است.

the muchacho helped his mother with the chores.

پسر جوان به مادرش در انجام کارهای خانه کمک کرد.

there is a muchacho who sings beautifully.

پسری وجود دارد که به زیبایی آواز می خواند.

the muchacho rides his bike every day.

پسر جوان هر روز با دوچرخه خود سواری می کند.

my muchacho enjoys playing video games.

پسرم از بازی کردن بازی های ویدیویی لذت می برد.

the muchacho is learning to cook with his father.

پسر جوان در حال یادگیری آشپزی با پدرش است.

every muchacho in the neighborhood knows each other.

هر پسری در محله یکدیگر را می شناسد.

the muchacho dreams of becoming a doctor.

پسر جوان رویای تبدیل شدن به پزشک را دارد.

the muchacho and his friends are going to the movies.

پسر جوان و دوستانش به تماشای فیلم می روند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید