muckier

[ایالات متحده]/ˈmʌkɪə/
[بریتانیا]/ˈmʌkiər/

ترجمه

adj. بیشتر کثیف؛ کثیف یا آلوده

عبارات و ترکیب‌ها

muckier than

از حالت گل آلودتر

muckier conditions

شرایط گل آلودتر

muckier situation

وضعیت گل آلودتر

muckier water

آب گل آلودتر

muckier environment

محیط گل آلودتر

muckier ground

زمین گل آلودتر

muckier mess

گل آلودگی بیشتر

muckier area

منطقه گل آلودتر

muckier path

مسیر گل آلودتر

muckier job

کار گل آلودتر

جملات نمونه

the river became muckier after the heavy rain.

رودخانه پس از باران شدید گل‌آلودتر شد.

her shoes got muckier as she walked through the muddy field.

کفش‌های او در هنگام قدم زدن در مزرعه گل‌آلود، کثیف‌تر شدند.

he complained that the kitchen was muckier than usual.

او شکایت کرد که آشپزخانه از همیشه گل‌آلودتر بود.

the children made the living room muckier with their toys.

کودکان با اسباب‌بازی‌هایشان اتاق نشیمن را گل‌آلودتر کردند.

the muckier conditions made it difficult to see.

شرایط گل‌آلودتر باعث شد دیدن دشوار شود.

after the storm, the streets were muckier than ever.

بعد از طوفان، خیابان‌ها از همیشه گل‌آلودتر بودند.

the farm became muckier during the rainy season.

در طول فصل بارانی، مزرعه گل‌آلودتر شد.

he noticed the pond was muckier after the summer heat.

او متوجه شد که برکه پس از گرمای تابستان گل‌آلودتر شده است.

the backyard was muckier than i remembered.

حیاط پشتی از آنچه به یاد داشتم گل‌آلودتر بود.

she said the situation was muckier than it appeared.

او گفت که اوضاع از آنچه نشان می‌داد گل‌آلودتر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید