getting messier
در حال بهم ریختگی بیشتر
much messier
خیلی بیشتر بهم ریخته
messier than
بهم ریخته تر از
so messy
خیلی بهم ریخته
messier now
حالا بهم ریخته تر
messier still
هنوز بهم ریخته تر
messier quickly
به سرعت بهم ریخته تر
messier around
بهم ریخته تر در اطراف
messier here
اینجا بهم ریخته تر
messier today
بهم ریخته تر امروز
the kitchen was messier than i expected after the party.
آشپزخانه بعد از مهمانی از آنچه انتظار داشتم کثیفتر بود.
his handwriting is messier than hers; it's hard to read.
خط دست او از خط دست او کثیفتر است؛ خواندنش سخت است.
the project got messier and messier as we added more features.
با اضافه کردن ویژگیهای بیشتر، پروژه کثیفتر و کثیفتر شد.
living with teenagers can be messier, but it's part of the fun.
زندگی با نوجوانان میتواند کثیفتر باشد، اما بخشی از سرگرمی است.
the pile of laundry was messier than i initially thought.
توده لباسها از آنچه در ابتدا فکر میکردم کثیفتر بود.
the artist's studio was a wonderfully messier space.
اتلیه هنرمند فضایی بهطور شگفتانگیزی کثیفتر بود.
the data became messier after the initial cleaning process.
پس از فرآیند تمیز کردن اولیه، دادهها کثیفتر شدند.
things got messier when the dog got into the pantry.
وقتی سگ وارد انباری شد، اوضاع کثیفتر شد.
the situation is messier than it appears on the surface.
وضعیت از آنچه در ظاهر نشان میدهد کثیفتر است.
the code was messier than the previous version we had.
کد از نسخه قبلی که داشتیم کثیفتر بود.
the child's room was messier after playing with toys.
اتاق کودک بعد از بازی با اسباببازیها کثیفتر بود.
getting messier
در حال بهم ریختگی بیشتر
much messier
خیلی بیشتر بهم ریخته
messier than
بهم ریخته تر از
so messy
خیلی بهم ریخته
messier now
حالا بهم ریخته تر
messier still
هنوز بهم ریخته تر
messier quickly
به سرعت بهم ریخته تر
messier around
بهم ریخته تر در اطراف
messier here
اینجا بهم ریخته تر
messier today
بهم ریخته تر امروز
the kitchen was messier than i expected after the party.
آشپزخانه بعد از مهمانی از آنچه انتظار داشتم کثیفتر بود.
his handwriting is messier than hers; it's hard to read.
خط دست او از خط دست او کثیفتر است؛ خواندنش سخت است.
the project got messier and messier as we added more features.
با اضافه کردن ویژگیهای بیشتر، پروژه کثیفتر و کثیفتر شد.
living with teenagers can be messier, but it's part of the fun.
زندگی با نوجوانان میتواند کثیفتر باشد، اما بخشی از سرگرمی است.
the pile of laundry was messier than i initially thought.
توده لباسها از آنچه در ابتدا فکر میکردم کثیفتر بود.
the artist's studio was a wonderfully messier space.
اتلیه هنرمند فضایی بهطور شگفتانگیزی کثیفتر بود.
the data became messier after the initial cleaning process.
پس از فرآیند تمیز کردن اولیه، دادهها کثیفتر شدند.
things got messier when the dog got into the pantry.
وقتی سگ وارد انباری شد، اوضاع کثیفتر شد.
the situation is messier than it appears on the surface.
وضعیت از آنچه در ظاهر نشان میدهد کثیفتر است.
the code was messier than the previous version we had.
کد از نسخه قبلی که داشتیم کثیفتر بود.
the child's room was messier after playing with toys.
اتاق کودک بعد از بازی با اسباببازیها کثیفتر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید