messier

[ایالات متحده]/[ˈmɛsɪər]/
[بریتانیا]/[ˈmɛsɪər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامرتب‌تر؛ نامرتب‌تر. مربوط به یا از ویژگی کاتالوگ مسیه.
adv. به روشی نامرتب.

عبارات و ترکیب‌ها

getting messier

در حال بهم ریختگی بیشتر

much messier

خیلی بیشتر بهم ریخته

messier than

بهم ریخته تر از

so messy

خیلی بهم ریخته

messier now

حالا بهم ریخته تر

messier still

هنوز بهم ریخته تر

messier quickly

به سرعت بهم ریخته تر

messier around

بهم ریخته تر در اطراف

messier here

اینجا بهم ریخته تر

messier today

بهم ریخته تر امروز

جملات نمونه

the kitchen was messier than i expected after the party.

آشپزخانه بعد از مهمانی از آنچه انتظار داشتم کثیف‌تر بود.

his handwriting is messier than hers; it's hard to read.

خط دست او از خط دست او کثیف‌تر است؛ خواندنش سخت است.

the project got messier and messier as we added more features.

با اضافه کردن ویژگی‌های بیشتر، پروژه کثیف‌تر و کثیف‌تر شد.

living with teenagers can be messier, but it's part of the fun.

زندگی با نوجوانان می‌تواند کثیف‌تر باشد، اما بخشی از سرگرمی است.

the pile of laundry was messier than i initially thought.

توده لباس‌ها از آنچه در ابتدا فکر می‌کردم کثیف‌تر بود.

the artist's studio was a wonderfully messier space.

اتلیه هنرمند فضایی به‌طور شگفت‌انگیزی کثیف‌تر بود.

the data became messier after the initial cleaning process.

پس از فرآیند تمیز کردن اولیه، داده‌ها کثیف‌تر شدند.

things got messier when the dog got into the pantry.

وقتی سگ وارد انباری شد، اوضاع کثیف‌تر شد.

the situation is messier than it appears on the surface.

وضعیت از آنچه در ظاهر نشان می‌دهد کثیف‌تر است.

the code was messier than the previous version we had.

کد از نسخه قبلی که داشتیم کثیف‌تر بود.

the child's room was messier after playing with toys.

اتاق کودک بعد از بازی با اسباب‌بازی‌ها کثیف‌تر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید