muckraker

[ایالات متحده]/ˈmʌk.reɪ.kər/
[بریتانیا]/ˈmʌk.reɪ.kɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که اطلاعات رسوایی‌آمیز را تحقیق و افشا می‌کند، به ویژه در روزنامه‌نگاری؛ کسی که فساد یا تخلف را جمع‌آوری و فاش می‌کند؛ یک روزنامه‌نگار که به دنبال داستان‌هایی درباره نادرستی‌ها می‌گردد و آنها را منتشر می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

brave muckraker

جستجوگر جسور

famous muckraker

جستجوگر مشهور

investigative muckraker

جستجوگر تحقیقی

notable muckraker

جستجوگر قابل توجه

political muckraker

جستجوگر سیاسی

classic muckraker

جستجوگر کلاسیک

modern muckraker

جستجوگر مدرن

renowned muckraker

جستجوگر مشهور

social muckraker

جستجوگر اجتماعی

talented muckraker

جستجوگر با استعداد

جملات نمونه

the muckraker exposed the corruption in the government.

مفتی‌گرها فساد در دولت را افشا کردند.

many muckrakers played a crucial role in the progressive era.

بسیاری از مفتی‌گرها نقش مهمی در عصر پیشرفت ایفا کردند.

the muckraker's articles sparked public outrage.

مقالات مفتی‌گرها خشم عمومی را برانگیخت.

she became a famous muckraker after publishing her book.

او پس از انتشار کتابش به یک مفتی‌گر مشهور تبدیل شد.

being a muckraker requires courage and determination.

مفتی‌گر بودن به شجاعت و اراده نیاز دارد.

the muckraker investigated the scandal for months.

مفتی‌گر رسوایی را برای ماه‌ها بررسی کرد.

he was labeled a muckraker for his controversial articles.

او به دلیل مقالات جنجالی‌اش به عنوان یک مفتی‌گر شناخته شد.

muckrakers often face backlash for their findings.

مفتی‌گرها اغلب به دلیل یافته‌های خود با واکنش منفی روبرو می‌شوند.

the muckraker's work led to significant reforms.

کارهای مفتی‌گر منجر به اصلاحات مهمی شد.

many muckrakers were journalists who sought the truth.

بسیاری از مفتی‌گرها روزنامه‌نگارانی بودند که حقیقت را جستجو می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید